X
تبلیغات
نماشا
رایتل

قرآن در کامپیوتر

دانلود نرم افزار های قرآنی یه صورت رایگان

سورة یونس 10

سورة یونس 10
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

الر، این آیات کتاب استوار و حکمت آمیز است! (1)

آیا براى مردم، موجب شگفتى بود که به مردى از آنها وحى فرستادیم که مردم را (از عواقب کفر و گناه) بترسان، و به کسانى که ایمان آورده‏اند بشارت ده که براى آنها، سابقه نیک (و پاداشهاى مسلم) نزد پروردگارشان است؟! (اما) کافران گفتند: «این مرد، ساحر آشکارى است!; س‏ذللّه (2)

پروردگار شما، خداوندى است که آسمانها و زمین را در شش روز ( شش دوران) آفرید; سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت، و به تدبیر کار (جهان) پرداخت; هیچ شفاعت کننده‏اى، جز با اذن او نیست; این است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش کنید! آیا متذکر نمى‏شوید؟! (3)

بازگشت همه شما بسوى اوست! خداوند وعده حقى فرموده; او آفرینش را آغاز مى‏کند، سپس آن را بازمى‏گرداند، تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، بعدالت جزا دهد; و براى کسانى که کافر شدند، نوشیدنى از مایع سوزان است; و عذابى دردناک، بخاطر آنکه کفر مى‏ورزیدند! (4)

او کسى است که خورشید را روشنایى، و ماه را نور قرار داد; و براى آن منزلگاه‏هایى مقدر کرد، تا عدد سالها و حساب (کارها) را بدانید; خداوند این را جز بحق نیافریده; او آیات (خود را) براى گروهى که اهل دانشند، شرح مى‏دهد! (5)

مسلما در آمد و شد شب و روز، و آنچه خداوند در آسمانها و زمین آفریده، آیات (و نشانه‏هایى) است براى گروهى که پرهیزگارند (و حقایق را مى‏بینند). (6)

آنها که ایمان به ملاقات ما (و روز رستاخیز) ندارند، و به زندگى دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند، و آنها که از آیات ما غافلند، (7)

(همه) آنها جایگاهشان آتش است، بخاطر کارهایى که انجام مى‏دادند! (8)

(ولى) کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمانشان هدایت مى‏کند; از زیر (قصرهاى) آنها در باغهاى بهشت، نهرها جارى است. (9)

گفتار (و دعاى) آنها در بهشت این است که: «خداوندا، منزهى تو!» و تحیت آنها در آنجا: سلام; و آخرین سخنشان این است که: «حمد، مخصوص پروردگار عالمیان است!» (10)

اگر همان گونه که مردم در به دست آوردن «خوبى‏»ها عجله دارند، خداوند در مجازاتشان شتاب مى‏کرد، (بزودى) عمرشان به پایان مى‏رسید (و همگى نابود مى‏شدند); ولى کسانى را که ایمان به لقاى ما ندارند، به حال خود رها مى‏کنیم تا در طغیانشان سرگردان شوند! (11)

هنگامى که به انسان زیان (و ناراحتى) رسد، ما را (در هر حال:) در حالى که به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، مى‏خواند; اما هنگامى که ناراحتى را از او برطرف ساختیم، چنان مى‏رود که گویى هرگز ما را براى حل مشکلى که به او رسیده بود، نخوانده است! این گونه براى اسرافکاران، اعمالشان زینت داده شده است (که زشتى این عمل را درک نمى‏کنند)! (12)

ما امتهاى پیش از شما را، هنگامى که ظلم کردند، هلاک نمودیم; در حالى که پیامبرانشان دلایل روشن براى آنها آوردند، ولى آنها ایمان نیاوردند; این‏گونه گروه مجرمان را کیفر مى‏دهیم! (13)

سپس شما را جانشینان آنها در روى زمین -پس از ایشان- قرار دادیم; تا ببینیم شما چگونه عمل مى‏کنید! (14)

و هنگامى که آیات روشن ما بر آنها خوانده مى‏شود، کسانى که ایمان به لقاى ما (و روز رستاخیز) ندارند مى‏گویند: «قرآنى غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! (و آیات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم; فقط از چیزى که بر من وحى مى‏شود، پیروى مى‏کنم! من اگر پروردگارم را نافرمانى کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) مى‏ترسم!» (15)

بگو: «اگر خدا مى‏خواست، من این آیات را بر شما نمى‏خواندم; و خداوند از آن آگاهتان نمى‏کرد; چه اینکه مدتها پیش از این، در میان شما زندگى نمودم; (و هرگز آیه‏اى نیاوردم;) آیا نمى‏فهمید؟!» (16)

چه کسى ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ مى‏بندد، یا آیات او را تکذیب مى‏کند؟! مسلما مجرمان رستگار نخواهند شد! (17)

آنها غیر از خدا، چیزهایى را مى‏پرستند که نه به آنان زیان مى‏رساند، و نه سودى مى‏بخشد; و مى‏گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزى خبر مى‏دهید که در آسمانها و زمین سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتایانى که قرار مى‏دهند! (18)

(در آغاز) همه مردم امت واحدى بودند; سپس اختلاف کردند; و اگر فرمانى از طرف پروردگارت (درباره عدم مجازات سریع آنان) از قبل صادر نشده بود، در میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏شد (و سپس همگى به مجازات مى‏رسیدند). (19)

مى‏گویند: «چرا معجزه‏اى از پروردگارش بر او نازل نمى‏شود؟!» بگو: «غیب (و معجزات) تنها براى خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! (شما در انتظار معجزات بهانه‏جویانه باشید، و من هم در انتظار مجازات شما!)» (20)

هنگامى که به مردم، پس از ناراحتى که به آنها رسیده است، رحمتى بچشانیم، در آیات ما نیرنگ مى‏کنند (،و براى آن نعمت و رحمت توجیهات ناروا مى‏کنند); بگو: «خداوند سریعتر از شما مکر ( چاره‏جویى) مى‏کند; و رسولان ( فرشتگان ) ما، آنچه نیرنگ مى‏کنید (و نقشه مى‏کشید)، مى‏نویسند!» (21)

او کسى است که شما را در خشکى و دریا سیر مى‏دهد; زمانى که در کشتى قرارمى‏گیرید، و بادهاى موافق آنان را (بسوى مقصد) حرکت میدهد و خوشحال مى‏شوند، ناگهان طوفان شدیدى مى‏وزد; و امواج از هر سو به سراغ آنها مى‏آید; و گمان مى‏کنند هلاک خواهند شد; در آن هنگام، خدا را از روى اخلاص مى‏خوانند که: «اگر ما را از این گرفتارى نجات دهى، حتما از سپاسگزاران خواهیم بود!» (22)

اما هنگامى که خدا آنها را رهایى بخشید، (باز) به ناحق، در زمین ستم میکنند. اى مردم! ستمهاى شما، به زیان خود شماست! از زندگى دنیا بهره (میبرید)، سپس بازگشت شما بسوى ماست; و ما، شما را به آنچه عمل میکردید، خبر میدهیم! (23)

مثل زندگى دنیا، همانند آبى است که از آسمان نازل کرده‏ایم; که در پى آن، گیاهان (گوناگون) زمین -که مردم و چهارپایان از آن مى‏خورند- مى‏روید; تا زمانى که زمین، زیبایى خود را یافته و آراسته مى‏گردد، و اهل آن مطمئن مى‏شوند که مى‏توانند از آن بهره‏مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‏هنگام یا در روز، (براى نابودى آن) فرامى‏رسد; (سرما یا صاعقه‏اى را بر آن مسلط مى‏سازیم;) و آنچنان آن را درو مى‏کنیم که گویى دیروز هرگز (چنین کشتزارى) نبوده است! این گونه، آیات خود را براى گروهى که مى‏اندیشند، شرح مى‏دهیم! (24)

و خداوند به سراى صلح و سلامت دعوت مى‏کند; و هر کس را بخواهد (و شایسته و لایق ببیند) ، به راه راست هدایت مى‏نماید. (25)

کسانى که نیکى کردند، پاداش نیک و افزون بر آن دارند; و تاریکى و ذلت، چهره‏هایشان را نمى‏پوشاند; آنها اهل بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند. (26)

اما کسانى که مرتکب گناهان شدند، جزاى بدى بمقدار آن دارند; و ذلت و خوارى، چهره آنان را مى‏پوشاند; و هیچ چیز نمى‏تواند آنها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (چهره‏هایشان آنچنان تاریک است که) گویى با پاره‏هایى از شب تاریک، صورت آنها پوشیده شده! آنها اهل دوزخند; و جاودانه در آن خواهند ماند! (27)

(به خاطر بیاورید) روزى را که همه آنها را جمع مى‏کنیم، سپس به مشرکان مى‏گوییم: «شما و معبودهایتان در جاى خودتان باشید (تا به حسابتان رسیدگى شود!)» سپس آنها را از هم جدا مى‏سازیم (و از هر یک جداگانه سؤال مى‏کنیم). و معبودهایشان (به آنها) مى‏گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمى‏کردید!» (28)

(آنها در پاسخ مى‏گویند:) همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، اگر ما از عبادت شما غافل بودیم! (29)

در آن جا، هر کس عملى را که قبلا انجام داده است، مى‏آزماید. و همگى بسوى «الله‏» -مولا و سرپرست حقیقى خود- بازگردانده مى‏شوند; و چیزهایى را که بدروغ همتاى خدا قرار داده بودند، گم و نابود مى‏شوند! (30)

بگو: «چه کسى شما را از آسمان و زمین روزى مى‏دهد؟ یا چه کسى مالک (و خالق) گوش و چشمهاست؟ و چه کسى زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون مى‏آورد؟ و چه کسى امور (جهان) را تدبیر مى‏کند؟» بزودى (در پاسخ) مى‏گویند: «خدا»، بگو: «پس چرا تقوا پیشه نمى‏کنید (و از خدا نمى‏ترسید)؟! (31)

آن است خداوند، پروردگار حق شما (داراى همه این صفات)! با این حال، بعد از حق، چه چیزى جز گمراهى وجود دارد؟! پس چرا (از پرستش او) روى گردان مى‏شوید؟! (32)

اینچنین فرمان پروردگارت بر فاسقان مسلم شده که آنها (پس از این همه لجاجت و گناه)، ایمان نخواهند آورد! (33)

بگو: «آیا هیچ یک از معبودهاى شما، آفرینش را ایجاد مى‏کند و سپس بازمى‏گرداند؟!» بگو: س‏خ‏للّهتنها خدا آفرینش را ایجاد کرده، سپس بازمى‏گرداند; با این حال، چرا از حق روى‏گردان مى‏شوید؟!» (34)

بگو: «آیا هیچ یک از معبودهاى شما، به سوى حق هدایت مى‏کند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدایت مى‏کند! آیا کسى که هدایت به سوى حق مى‏کند براى پیروى شایسته‏تر است، یا آن کس که خود هدایت نمى‏شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه مى‏شود، چگونه داورى مى‏کنید؟! س‏ذللّه (35)

و بیشتر آنها، جز از گمان (و پندارهاى بى‏اساس)، پیروى نمى‏کنند; (در حالى که) گمان، هرگز انسان را از حق بى‏نیاز نمى‏سازد (و به حق نمى‏رساند)! به یقین، خداوند از آنچه انجام مى‏دهند، آگاه است! (36)

شایسته نبود (و امکان نداشت) که این قرآن، بدون وحى الهى به خدا نسبت داده شود; ولى تصدیقى است براى آنچه پیش از آن است (از کتب آسمانى)، و شرح و تفصیلى بر آنها است; شکى در آن نیست، و از طرف پروردگار جهانیان است. (37)

آیا آنها مى‏گویند: «او قرآن را بدروغ به‏خدا نسبت داده است‏»؟! بگو: «اگر راست مى گویید، یک سوره همانند آن بیاورید; و غیر از خدا، هر کس را مى‏توانید (به یارى) طلبید!» (38)

(ولى آنها از روى علم و دانش قرآن را انکار نکردند;) بلکه چیزى را تکذیب کردند که آگاهى از آن نداشتند، و هنوز واقعیتش بر آنان روشن نشده است! پیشینیان آنها نیز همین گونه تکذیب کردند; پس بنگر عاقبت کار ظالمان چگونه بود! (39)

بعضى از آنها، به آن ایمان مى‏آورند; و بعضى ایمان نمى‏آورند; و پروردگارت به مفسدان آگاهتر است (و آنها را بهتر مى‏شناسد)! (40)

و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «عمل من براى من، و عمل شما براى شماست! شما از آنچه من انجام مى‏دهم بیزارید و من (نیز) از آنچه شماانجام مى‏دهید بیزارم!» (41)

گروهى از آنان، بسوى تو گوش فرامى‏دهند (;اما گویى هیچ نمى‏شنوند و کرند)! آیا تو مى‏توانى سخن خود را به گوش کران برسانى، هر چند نفهمند؟! (42)

و گروهى از آنان، به سوى تو مى‏نگرند (اما گویى هیچ نمى‏بینند)! آیا تو مى‏توانى نابینایان را هدایت کنى، هر چند نبینند؟! (43)

خداوند هیچ به مردم ستم نمى‏کند; ولى این مردمند که به خویشتن ستم مى‏کند! (44)

(به یاد آور) روزى را که (خداوند) آنها را جمع (و محشور) مى‏سازد; آنچنان که (احساس مى‏کنند) گویى جز ساعتى از روز، (در دنیا) توقف نکردند; به آن مقدار که یکدیگر را (ببینند و) بشناسند! مسلما آنها که لقاى خداوند (و روز رستاخیز) را تکذیب کردند، زیان بردند و هدایت نیافتند! (45)

اگر ما، پاره‏اى از مجازاتهایى را که به آنها وعده داده‏ایم، (در حال حیات تو (به تو نشان دهیم، و یا) پیش از آنکه گرفتار عذاب شوند،) تو را از دنیا ببریم، در هر حال، بازگشتشان به سوى ماست; سپس خداوند بر آنچه آنها انجام مى‏دادند گواه است! (46)

براى هر امتى، رسولى است; هنگامى که رسولشان به سوى آنان بیاید، بعدالت در میان آنها داورى مى‏شود; و ستمى به آنها نخواهد شد! (47)

و مى‏گویند: «اگر راست مى‏گوئى، این وعده (مجازات) کى خواهد بود؟» (48)

بگو: «من (حتى) براى خودم زیان و سودى را مالک نیستم، (تا چه رسد براى شما!) مگر آنچه خدا بخواهد. (این مقدار مى‏دانم که) براى هر قوم و ملتى، سرآمدى است; هنگامى که اجل آنها فرا رسد، (و فرمان مجازات یا مرگشان صادر شود،) نه ساعتى تاخیر مى‏کنند، و نه پیشى مى‏گیرند! (49)

بگو: «اگر مجازات او، شب‏هنگام یا در روز به سراغ شما آید (،آیا مى‏توانید آن را از خود دفع کنید؟!)» پس مجرمان براى چه عجله مى‏کنند؟! (50)

یا اینکه آنگاه که واقع شد، به آن ایمان مى‏آورید! (به شما گفته مى‏شود:) حالا؟! در حالى که قبلا براى آن عجله مى‏کردید! (ولى اکنون چه سود!) (51)

سپس به کسانى که ستم کردند گفته مى‏شود: عذاب ابدى را بچشید! آیا جز به آنچه انجام مى‏دادید کیفر داده مى‏شوید؟!» (52)

از تو مى‏پرسند: «آیا آن (وعده مجازات الهى) حق است؟» بگو: «آرى، به پروردگارم سوگند، قطعا حق است; و شما نمى‏توانید از آن جلوگیرى کنید!» (53)

و هر کس که ستم کرده، اگر تمامى آنچه روى زمین است در اختیار داشته باشد، (همه را از هول عذاب،) براى نجات خویش مى‏دهد! و هنگامى که عذاب را ببینند،( پشیمان مى‏شوند; اما) پشیمانى خود را کتمان مى‏کنند (،مبادا رسواتر شوند)! و در میان آنها، بعدالت داورى مى‏شود; و ستمى بر آنها نخواهد شد! (54)

آگاه باشید آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست! آگاه باشید وعده خدا حق است، ولى بیشتر آنها نمى‏دانند! (55)

اوست که زنده می کند و می میراند، و به سوی او باز گردانده می شوید! (56)

اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است; و درمانى براى آنچه در سینه‏هاست; (درمانى براى دلهاى شما;) و هدایت و رحمتى است براى مؤمنان! (57)

بگو: «به فضل و رحمت خدا باید خوشحال شوند; که این، از تمام آنچه گردآورى کرده‏اند، بهتر است!» (58)

بگو: «آیا روزیهایى را که خداوند بر شما نازل کرده دیده‏اید، که بعضى از آن را حلال، و بعضى را حرام نموده‏اید؟!» بگو: «آیا خداوند به شما اجازه داده، یا بر خدا افترا مى بندید (و از پیش خود، حلال و حرام مى‏کنید؟!)» (59)

آنها که بر خدا افترا مى‏بندند، درباره (مجازات) روز رستاخیز، چه مى‏اندیشند؟! خداوند نسبت به همه مردم فضل (و بخشش) دارد، اما اکثر آنها سپاسگزارى نمى‏کنند! (60)

در هیچ حال (و اندیشه‏اى) نیستى، و هیچ قسمتى از قرآن را تلاوت نمى‏کنى، و هیچ عملى را انجام نمى‏دهید، مگر اینکه ما گواه بر شما هستیم در آن هنگام که وارد آن مى شوید! و هیچ چیز در زمین و آسمان، از پروردگار تو مخفى نمى‏ماند; حتى به اندازه سنگینى ذره‏اى، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر اینکه (همه آنها) در کتاب آشکار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است! (61)

آگاه باشید (دوستان و) اولیاى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگین مى‏شوند! (62)

همانها که ایمان آوردند، و (از مخالفت فرمان خدا) پرهیز مى‏کردند. (63)

در زندگى دنیا و در آخرت، شاد (و مسرور)ند; وعده‏هاى الهى تخلف ناپذیر است! این است آن رستگارى بزرگ! (64)

سخن آنها تو را غمگین نسازد! تمام عزت (و قدرت)، از آن خداست; و او شنوا و داناست! (65)

آگاه باشید تمام کسانى که در آسمانها و زمین هستند، از آن خدا مى‏باشند! و آنها که غیر خدا را همتاى او مى‏خوانند، (از منطق و دلیلى) پیروى نمى‏کنند; آنها فقط از پندار بى اساس پیروى مى‏کنند; و آنها فقط دروغ مى‏گویند! (66)

او کسى است که شب را براى شما آفرید، تا در آن آرامش بیابید; و روز را روشنى بخش (تا به تلاش زندگى پردازید) در اینها نشانه‏هایى است براى کسانى که گوش شنوا دارند! (67)

گفتند: «خداوند فرزندى براى خود انتخاب کرده است‏»! (از هر عیب و نقص و احتیاجى) منزه است! او بى‏نیاز است! از آن اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است! شما هیچ‏گونه دلیلى بر این ادعا ندارید! آیا به خدا نسبتى مى‏دهید که نمى‏دانید؟! (68)

بگو: «آنها که به خدا دروغ مى‏بندند، (هرگز) رستگار نمى‏شوند! (69)

بهره‏اى (ناچیز) از دنیا دارند; سپس بازگشتشان بسوى ماست; و بعد، به آنها مجازات شدید به سزاى کفرشان مى‏چشانیم! (70)

سرگذشت نوح را بر آنها بخوان! در آن هنگام که به قوم خود گفت: «اى قوم من! اگر تذکرات من نسبت به آیات الهى، بر شما سنگین (و غیر قابل تحمل) است، (هر کار از دستتان ساخته است بکنید.) من بر خدا توکل کرده‏ام! فکر خود، و قدرت معبودهایتان را جمع کنید; سپس هیچ چیز بر شما پوشیده نماند; (تمام جوانب کارتان را بنگرید;) سپس به حیات من پایان دهید، و (لحظه‏اى) مهلتم ندهید! (اما توانایى ندارید!) (71)

و اگر از قبول دعوتم روى بگردانید، (کار نادرستى کرده‏اید; چه اینکه) من از شما مزدى نمى‏خواهم; مزد من، تنها بر خداست! و من مامورم که از مسلمین ( تسلیم شدگان در برابر فرمان خدا) باشم!» (72)

اما آنها او را تکذیب کردند! و ما، او و کسانى را که با او در کشتى بودند، نجات دادیم; و آنان را جانشین (و وارث کافران) قرار دادیم; و کسانى را که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم! پس ببین عاقبت کار کسانى که انذار شدند (و به انذار الهى اهمیت ندادند)، چگونه بود! (73)

سپس بعد از نوح، رسولانى به سوى قومشان فرستادیم; آنان دلایل روشن برایشان آوردند; اما آنها، به چیزى که پیش از آن تکذیب کرده بودند، ایمان نیاوردند! اینچنین بر دلهاى تجاوزکاران مهر مى‏نهیم (تا چیزى را درک نکنند)! (74)

بعد از آنها، موسى و هارون را با آیات خود به سوى فرعون و اطرافیانش فرستادیم; اما آنها تکبر کردند (و زیر بار حق نرفتند; چرا که) آنها گروهى مجرم بودند! (75)

و هنگامى که حق از نزد ما بسراغ آنها آمد، گفتند: «این، سحرى است آشکار !» (76)

موسى گفت: «آیا درباره حق، هنگامى که به سوى شما آمد، (چنین) مى‏گویید؟! آیا این سحر است؟! در حالى که ساحران (هرگز) رستگار (و پیروز) نمى‏شوند! (77)

گفتند: «آیا آمده‏اى که ما را، از آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم، منصرف سازى; و بزرگى (و ریاست) در روى زمین، از آن شما دو تن باشد؟! ما (هرگز) به شما ایمان نمى‏آوریم!» (78)

فرعون گفت: «(بروید و) هر جادوگر (و ساحر) دانایى را نزد من آورید!» (79)

هنگامى که ساحران (به میدان مبارزه) آمدند، موسى به آنها گفت: «آنچه (از وسایل سحر) را مى‏توانید بیفکنید، بیفکنید!» (80)

هنگامى که افکندند، موسى گفت: «آنچه شما آوردید، سحر است; که خداوند بزودى آن را باطل مى‏کند; چرا که خداوند (هرگز) عمل مفسدان را اصلاح نمى‏کند! (81)

او حق را به وعده خویش، تحقق مى‏بخشد; هر چند مجرمان کراهت داشته باشند!» (82)

(در آغاز،) هیچ کس به موسى ایمان نیاورد، مگر گروهى از فرزندان قوم او; (آن هم) با ترس از فرعون و اطرافیانش، مبادا آنها را شکنجه کنند; زیرا فرعون، برترى‏جویى در زمین داشت; و از اسرافکاران بود! (83)

موسى گفت: «اى قوم من! اگر شما به خدا ایمان آورده‏اید، بر او توکل کنید اگر تسلیم فرمان او هستید!» (84)

گفتند: «تنها بر خدا توکل داریم; پروردگارا! ما را مورد شکنجه گروه ستمگر قرار مده! (85)

و ما را با رحمتت از (دست) قوم کافر رهایى بخش! (86)

و به موسى و برادرش وحى کردیم که: «براى قوم خود، خانه‏هایى در سرزمین مصر انتخاب کنید; و خانه‏هایتان را مقابل یکدیگر (و متمرکز) قرار دهید! و نماز را برپا دارید! و به مؤمنان بشارت ده (که سرانجام پیروز مى‏شوند!)» (87)

موسى گفت: «پروردگارا! تو فرعون و اطرافیانش را زینت و اموالى (سرشار) در زندگى دنیا داده‏اى، پروردگارا! در نتیجه(بندگانت را) از راه تو گمراه مى‏سازند! پروردگارا! اموالشان را نابود کن! و (بجرم گناهانشان،) دلهایشان را سخت و سنگین ساز، به گونه‏اى که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند!» (88)

فرمود: «دعاى شما پذیرفته شد! استقامت به خرج دهید; و از راه (و رسم) کسانى که نمى‏دانند، تبعیت نکنید!» (89)

(سرانجام) بنى اسرائیل را از دریا ( رود عظیم نیل) عبور دادیم; و فرعون و لشکرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند; هنگامى که غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودى، جز کسى که بنى اسرائیل به او ایمان آورده‏اند، وجود ندارد; و من از مسلمین هستم! س‏ذللّه (90)

(اما به او خطاب شد:) الآن؟!! در حالى که قبلا عصیان کردى، و از مفسدان بودى! (91)

ولى امروز، بدنت را (از آب) نجات مى‏دهیم، تا عبرتى براى آیندگان باشى! و بسیارى از مردم، از آیات ما غافلند! (92)

(سپس) بنى اسرائیل را در جایگاه صدق (و راستى) منزل دادیم; و از روزیهاى پاکیزه به آنها عطا کردیم; (اما آنها به نزاع و اختلاف برخاستند!) و اختلاف نکردند، مگر بعد از آنکه علم و آگاهى به سراغشان آمد! پروردگار تو روز قیامت، در آنچه اختلاف مى‏کردند، میان آنها داورى مى‏کند! (93)

و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‏ایم تردیدى دارى، از کسانى که پیش از تو کتاب آسمانى را مى‏خواندند بپرس، به یقین، «حق‏» از طرف پروردگارت به تو رسیده است; بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش! (مسلما او تردیدى نداشت! این درسى براى مردم بود!) (94)

و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهى بود! (95)

(و بدان) آنها که فرمان پروردگار تو بر آنان تحقق یافته، (و بجرم اعمالشان، توفیق هدایت را از آنها گرفته هرگز) ایمان نمى‏آورند، (96)

هر چند تمام آیات (و نشانه‏هاى الهى) به آنان برسد، تا زمانى که عذاب دردناک را ببینند! (زیرا تاریکى گناه، قلبهایشان را فرا گرفته، و راهى به روشنایى ندارند!) (97)

چرا هیچ یک از شهرها و آبادیها ایمان نیاوردند که (ایمانشان بموقع باشد، و) به حالشان مفید افتد؟! مگر قوم یونس، هنگامى که آنها ایمان آوردند، عذاب رسوا کننده را در زندگى دنیا از آنان برطرف ساختیم; و تا مدت معینى ( پایان زندگى و اجلشان) آنها را بهره‏مند ساختیم. (98)

و اگر پروردگار تو مى‏خواست، تمام کسانى که روى زمین هستند، همگى به(اجبار) ایمان مى‏آوردند; آیا تو مى‏خواهى مردم را مجبور سازى که ایمان بیاورند؟! (ایمان اجبارى چه سودى دارد؟!) (99)

(اما) هیچ کس نمى‏تواند ایمان بیاورد، جز به فرمان خدا (و توفیق و یارى و هدایت او)! و پلیدى (کفر و گناه) را بر کسانى قرارمى‏دهد که نمى‏اندیشند. (100)

بگو: «نگاه کنید چه چیز (از آیات خدا و نشانه‏هاى توحیدش) در آسمانها و زمین است!» اما این آیات و انذارها به حال کسانى که (به خاطر لجاجت) ایمان نمى‏آورند مفید نخواهد بود! (101)

آیا آنها (چیزى) جز همانند روزهاى پیشینیان (و بلاها و مجازاتهایشان) را انتظار مى‏کشند؟! بگو: «شما انتظار بکشید، من نیز با شما انتظار مى‏کشم!» (102)

سپس (هنگام نزول بلا و مجازات،) فرستادگان خود و کسانى را که (به آنان) ایمان مى‏آورند، نجات مى‏دهیم و همین گونه، بر ما حق است که مؤمنان (به تو) را (نیز) رهایى بخشیم! (103)

بگو: «اى مردم! اگر در عقیده من شک دارید، من آنهایى را که جز خدا مى‏پرستید، نمى‏پرستم! تنها خداوندى را پرستش مى‏کنم که شما را مى‏میراند! و من مامورم که از مؤمنان باشم! (104)

و (به من دستور داده شده که:) روى خود را به آیینى متوجه‏ساز که از هر گونه شرک، خالى است; و از مشرکان مباش! (105)

و جز خدا، چیزى را که نه سودى به تو مى‏رساند و نه زیانى، مخوان! که اگر چنین کنى، از ستمکاران خواهى بود! (106)

و اگر خداوند، (براى امتحان یا کیفر گناه،) زیانى به تو رساند، هیچ کس جز او آن را برطرف نمى‏سازد; و اگر اراده خیرى براى تو کند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد! آنرا به هر کس از بندگانش بخواهد مى‏رساند; و او غفور و رحیم است!» (107)

بگو: «اى مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده; هر کس (در پرتو آن) هدایت یابد، براى خود هدایت شده; و هر کس گمراه گردد، به زیان خود گمراه مى‏گردد; و من مامور (به اجبار) شما نیستم!» (108)

و از آنچه بر تو وحى مى‏شود پیروى کن، و شکیبا باش (و استقامت نما)، تا خداوند فرمان (پیروزى) را صادر کند; و او بهترین حاکمان است! (109)

 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 6 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 04:59 ق.ظ | نویسنده: مهندس | چاپ مطلب 0 نظر