قرآن در کامپیوتر

دانلود نرم افزار های قرآنی یه صورت رایگان

قرآن در کامپیوتر

دانلود نرم افزار های قرآنی یه صورت رایگان

نزول دفعی، نزول تدریجی

نزول دفعی، نزول تدریجی

دیدگاهی که با شواهد قرآنی همراه است این که منظور از فرود آمدن قرآن در ماه رمضان نزول یک جای آن است که مفاهیم و حقایق قرآن بر قلب رسول‌الله (ص) فرود آمده است اما مفاهیم در غالب الفاظ عربی در مدت بعثت رسول‌الله (ص) شکل گرفته است. این دیدگاه را که المیزان طرح می‌کند در واقع همان دیدگاه فیض کاشانی است. با این تفاوت که روایت را شاهد ادعا قرار نمی‌دهد تا آن اشکال متوجه شود که به چه دلیل منظور از بیت‌المعمور قلب پیامبر است. بلکه بر دیدگاه خود شواهد قرآنی بیان می‌کند از جمله این که فرق است بین انزال و تنزیل، انزال نزول دفعی و یک مرتبه فرود آمدن چیز را می‌گویند و تنزیل نزول تدریجی چیز را می‌گویند قرآن در مورد نزول قرآن در ماه رمضان تعبیر به انزال نموده است. که همان نزول دفعی است معلوم می‌شود قرآن یک مرحله‌ای دارد که مرحله مفاهیم و حقایق آن است که در آنجا لفظ و آیه‌ آیه و سوره سوره نیست مقام جمع و وحدت است که مقام احکام است. یک مرحله فصل فصل و قطعه قطعه دارد که مقام تفصیل قرآن است: )کتابُ اُحکمتْ آیاتُهُ‌ ثُم فُصِّلَتْ من‎ لَدْن حکیمٍ خَبیرٍ( (هود، 1) مرحله احکام همان تفصیل قرآن همان به صورت الفاظ آیه و سوره آمدن قرآن است، می‌باشد: )إنّا جعلْنا قُرآناً عربیاً( (یوسف،2)؛ «ما قرآن را به صورت لفظ عربی درآوردیم».
دیگر این که آیه‌های قرآن این نکته را تأیید می‌کند که گاهی رسول‌الله (ص) عجله در قرائت قرآن داشتند می‌خواستند قبل از تنظیم الفاظ از سوی خدای سبحان قرائت کنند معلوم می‌شود مفاهیم و معانی در نزد حضرت بوده هنوز در غالب الفاظ در نیامده بوده است که حضرت قادر بوده عجله در قرائت کنند: )لا تُحرِک بِهِ‌ لسانَکَ‌ لتَعجلَ بِهِ‌( (قیامت، 16)؛ «زبان خود را به قرآن با عجله حرکت نده».
)وَلا تَعجلْ بِالْقُرآنِ‌ منْ‌ قَبلِ انْ‌ یْقْضی اِلیکَ‌ وَحیْهُ‌( (طه، 114)؛ «قبل از اتمام وحی قرآن عجله در قرآن نکن».
به این دیدگاه کمترین اشکال متوجه است و می‌تواند آن را پذیرفت؛ زیرا با شواهد قرآنی همراه است و روایت را هم توجیه ننموده است و با دیدگاهی که می‌گفت شروع بعثت در ماه رجب است سازگار است و با رهنمود بودن قرآن نیز هم‌خوانی دارد یعنی می‌توان گفت قرآنی که بر قلب رسول‌الله (ص) نازل شده است هْدیً للنّاسِ است هم اکنون رهنمود مردم می‌باشد زیرا وقتی حقایق قرآن نازل شده باشد، که حقیقت رهنمود قرآن به همان حقایق و مفاهیم در نزد رسول‌الله‌ (ص) آماده باشد و لو هنوز به صورت لفظ درنیامده و حضرت دستور تلاوت آنها را بر مردم ندارد لیکن چون مفاهیم آماده است تا در موقع مناسب خود باز شده بر مردم ابلاغ شود هم‌اکنون می‌توان گفت این پیام رهنمود مردم است مانند این که یک نامه دربسته به کسی بدهند و به او بگویند این نامه راه‌گشای، مشکلات شماست؛ لیکن تا رسیدن فرصت مناسب آن را باز نکن هم‌اکنون صحیح است که گفته شود این نامه سربسته راه‌گشاست. در عین حال دو اشکال مهم دیگر متوجه این دیدگاه است که اگر از آنها هم پاسخ داده شود قابل پیروی خواهد بود.
الف: بر اساس بیان علامه قرآن در ماه رمضان به صورت حقایق نه الفاظ بر قلب حضرت نازل شده است که همان مرحله احکام و جمع قرآن است که در شب قدر ماه رمضان جمله واحده بر حضرت نازل شده است. این دیدگاه با ویژگی شب قدر هماهنگ نیست زیرا قدر به معنای اندازه و تقدیر است که در حقیقت مرحله تفصیل و تفکیک حقایق است نه مرحله احکام و جمع آنها )فیها یُفْرقُ کُلُّ أمرٍ حکیمٍ( (دخان، 4) هر امر حکیمی و جمع شده در این شب تفکیک و جدا می‌شود این نکته با تفصیل و آیه آیه بودن قرآن هماهنگ است، نه مرحله وحدت و حقایق آن.
ب: افزون بر این، اشکال دوم متوجه بیان علامه است و آن این که برای دریافت مرحله جمع و حقایق قرآن که به صورت جمعی گرفته می‌شود انزال قرآن نیست بلکه صعود رسول‌الله (ص) لازم است. یعنی برای گرفتن مرحله حقایق قرآن بدون واسطه از نزد خدای سبحان باید رسول‌الله (ص) بالا برود تا به آن مقام و مرحله برسد و حقایق را بلا واسطه دریافت کند نه این که قرآن نازل شود تا به پیامبر برسد.
این دو اشکال از جانب حضرت استاد مفسر فرزانه قرآن آیت‌الله جوادی آملی در درس‌های تفسیر ترتیب خود که به فارسی هم نگاشته می‌شود طرح شده است و حضرت استاد «حفظه‌الله» از هر دو اشکال پاسخ داده‌اند از اشکال اول به این صورت پاسخ دادند که: اجمال دو نوع است. گاهی چیزی به گونه‌ای مجمل است که جزئیات را در بر ندارد لیکن گاهی به گونه‌ای مجمل است که در عین اجمال جزئیات را همراه دارد تکثّر دارد که اجمال با کشف و تفصیل همراه است. شب قدر گرچه شب تقدیر و اندازه و تفریق و تفکیک امور است، لیکن این تفریق به صورت جزئیات در عین اجمال می‌تواند باشد. که به این نکته ظریف خود علامه در تفسیر سوره دخان توجه پیدا کرده است. (المیزان، ج 18، ص 132)
از اشکال دوم هم اینگونه پاسخ دادند که برای گرفتن مرحله بالای قرآن صعود رسول‌الله (ص) شرط است لیکن همین دریافت حقایق از مرحله بالا همانند تجلی سایر فیوضات الهی دو نسبت دارد، از آن جهت که به بنده نسبت داده می‌شود صعود لازم است تا شایسته دریافت فیض شود و از آن جهت که به خدا نسبت داده می‌شود باید فرود آید و نازل شود تا به بنده برسد؛ لذا تعبیر از این حقیقت به انزال بی‌اشکال خواهد بود. بر این اساس می‌توان گفت منظور از نزول قرآن در ماه رمضان نزول دفعی و یک مرتبه قرآن است که بر قلب رسول‌الله (ص) نازل شده است و آیه‌های قرآن را در این رابطه اینگونه معنا نمود اما نزول تدریجی قرآن مربوط به طول رسالت حضرت می‌باشد و این دیدگاه ناسازگار با آغاز رسالت در ماه رجب نیست که مقداری آیه‌ها قبل از ماه رمضان نازل شده باشد آنگاه حقایق قرآن یکجا در ماه رمضان تجلی بیابد و سپس همین حقایق در طول رسالت به صورت لفظی درآمده و نازل شود. (و الله سبحانه هو العالم)

نام‌گذاری سوره‌ها

نام‌گذاری سوره‌ها

سخن از نام‌گذاری خود قرآن و نیز سوره‌های آن خیلی بحث مهم و اساسی نیست. در عین حال برای آشنایی خوانندگان، به این نکته نیز اشاره می‌شود.
بدون شک نام قرآن از تعبیرات خود قرآن گرفته شده است که واژه «قرآن» هفتاد مرتبه در قرآن به کار رفته است و در مواردی مانند؛ )وَعداً علَیهِ‌ حقاً فی التَّوْ‌راتِ وَ الإنجیلِ وَ الْقُرآنِ( (توبه، 111) اسم قرار گرفته است برای همین کتاب آسمانی همانطور که از کتاب‌های دیگر با اسم یاد شده، از کتاب آسمانی رسول‌الله (ص) نیز با اسم یعنی «قرآن» یاد شده است. گرچه در کتاب‌های علوم قرآنی برای قرآن نام‌های دیگری چون فرقان و نور و … ذکر و بیان شده است، لیکن اینها به لحاظ صفت هستند نه اسم «علم» اسم به عنوان «علم» فقط قرآن یاد شده است. اما به اعتبار صفات چون قرآن صفات بسیاری دارد برخی آنها را به عنوان اسامی قرآن یاد نموده‌اند. و زرکشی از قاضی ابوالعالی نقل می‌کند که پنجاه و پنج اسم به این اعتبار برای قرآن نام برده است مانند کتاب، کلام، نور، هدایت، رحمت، فرقان، شفا و … (البرهان فی‌ علوم القرآن، ج 1، ص 343) لیکن صفات قرآن را به عنوان اسم قرآن یاد کردن صحیح به نظر نمی‌رسد، اما نام‌گذاری سوره نیز نمی‌توان گفت به دستور رسول‌الله (ص) می‌باشد. بلکه هر سوره‌ای به لحاظ محتوایی که دارد و به لحاظ مطالب اعجاب‌آوری که برای خوانندگان دارد عنوانی را به عنوان اسم آن انتخاب می‌نموده‌اند مثلاً نام‌گذاری سوره نساء به اعتبار این که بسیاری از احکام زنان را بیان کرده است، سوره مائده به این جهت که در این سوره سخن از مائده آسمانی است، سوره انعام به لحاظ این که در این سوره سخن از چهارپایان است، سوره نمل به لحاظ اینکه سخن از زنبور عسل است یا سوره نمل به لحاظ این که سخن از مورچه می‌باشد و یا برخی سوره‌ها به لحاظ حروف مقطعه‌ نام‌گذاری شده‌اند مانند سوره «ق، ص، حمعسق». به همین جهت که سوره‌ها ضابطه خاصی در نام‌گذاری نداشتند؛ بلکه به صورت طبیعی در زبان مردم نام‌گذاری می‌شده‌اند و مردم حوادث را به لحاظ نکات نادرش یا نکات برجسته و اعجاب‌آورش نام‌گذاری می‌کنند همانند سال جنگ، سال پیمان صلح، سال زلزله، سال باران و … و شهر ایمان، شهر علم، شهر صنعت و مانند اینها. نام‌گذاری سوره‌ها نیز به صورت طبیعی شکل گرفته است. و برای همین نکته است که بسیاری از سوره‌ها بیش از یک اسم دارند مانند سوره بقره مناط‌القرآن، سوره آل‌عمران طیبه، سوره نحل نعیم و سوره جاثیه شریعت، و سوره مائده عقود، سوره غافر مؤمن، و سوره فاطر ملائکه، و سوره توبه برائت. حذیفه این سوره را سوره عذاب نامیده است، ابن عمر آن را مشقشقه نامیده است. (البرهان، ج 1، ص 339) برای برخی سوره‌ها مانند حمد بیست نام یاد شده‌ ام‌الکتاب، ام‌القرآن، فاتحه‌الکتاب و …

موفقیت مرحله سوم

موفقیت مرحله سوم

عثمان از این کار قرآنی دو هدف را دنبال می‌کرد، یکی نظم سوره‌ها دیگری وحدت قرائت. (التمهید ج 1، ص 341، نقل از مصاحف شجستانی) به هدف اولی دست یافت، لیکن موفقیت آن در هدف دوم که هدف اصلی بود چشم‌گیر نبود. زیرا در آن زمان قرآن نقطه و اعراب‌گذاری نشده بود و برای ایجاد وحدت قرآئت هم با قرآنی که به شهرها می‌فرستاد یک قاری آشنا به قرائت اصلی قرآن، همراه می‌کرد که این قاری همان کار علائم اعراب را انجام می‌داد. با قرآن مکه عبدالله بن سائب را همراه کرد. با مصحف شام مغیره بن شهاب، با قرآن کوفه عبد الرحمن بن سلمی، با قرآن بصره عامر بن عبد القیس، همراه نمود. (مناهل العرفان، ج 1، ص 396) عثمان گرچه در رسیدن به هدف خیلی پافشاری نمود و سایر قرآنها را به هر نحوی بود و لو با تمسک به قدرت، جمع‌آوری کرد و محو نمود، حتی در برخی موارد مانند مورد عبدالله بن مسعود منجر به مخالفت و ضرب و شتم ایشان شد. ابن مسعود همواره بر عثمان غضبناک بود تا درگذشت. (تاریخ یعقوبی ج 2، ص 66)
اما این که عثمان با سایر قرآنها چه کرد برخی می‌گویند آنها را سوزاند. و حتی از سوی برخی از شیعیان این کار به عنوان طعن و خورده‌گیری بر عثمان تلقی می‌شود که سوزاندن قرآنها اهانت به قرآن است. لیکن برخی دیگر چون یعقوبی نقل می‌کند که قرآنها را با آب جوش یا سرکه محو کرد. (همان) این نقل صحیح‌تر به نظر می‌رسد و شاید مطرح شدن سوزاندن قرآن هم از همین‌ جا ناشی شده است. زیرا برای محو کردن با آب جوش نیاز به گرم کردن آب با آتش است. در هر صورت اگر سایر قرآنها را سوزانده باشد، نمی‌توان گفت که قصد اهانت داشته است، زیرا منظور وی از این کار ایجاد وحدت قرائت بود. در هر صورت نه قرآنهای الگوی عثمان دوام پیدا کردند و نه پافشاری عثمان موجب متوقف شدن قرائت‌های گوناگون شد. بلکه نسخه‌های قرآن عثمانی به مرور زمان از بین رفت و اختلاف قرائت‌ هم همواره در حاشیه قرائت اصلی ادامه داشت و دارد! لذا بسیاری این نکته را تصریح می‌کنند که اثری از قرآنهای عثمانی باقی نمانده است، و هر کس هم ادعا می‌کند در فلان موزه قرآن عثمانی مشاهده کرده است، اثبات آن به عهده خودش است. چنان که سمهودی می‌گوید: اثری از قرآنهای عثمانی باقی نمانده است به مرور زمان کهنه و مندرس شدند. (وفاء‌الوفا،  ج 2، ص 667) زرقانی می‌گوید: ما دلیل نداریم که اثبات کند قرآن عثمانی تا کنون باقی مانده است. (مناهل، ج 1، ص 379)

معیار مکی و مدنی

معیار مکی و مدنی

در این که مکی یا مدنی بودن سوره به چه معیار است، چند نظر ابراز شده است.
الف: بهترین دیدگاه این است که سوره‌هایی که در مکه و یا بین مکه و مدینه در حال هجرت قبل از هجرت ولو در اطراف مکه نازل شده‌اند مکی می‌باشد. و سوره‌هایی که بعد از هجرت رسول‌الله (ص) و رسیدن حضرت به مدینه نازل شده‌اند مدنی هستند. بر این اساس سوره‌هایی که در بین مکه و مدینه نازل شده ‌باشند؛ مکی خواهند بود و سوره‌هایی که بعد از هجرت نازل شده‌اند، چه در مدینه و چه اطراف مدینه مانند بدر و احد و … و چه حتی در مکه مانند سوره نصر تمام اینها مدنی خواهند بود.
ب: دیدگاه دیگر آنچه در مکه نازل شده است و لو بعد از هجرت مکی می‌باشند و آنچه در مدینه نازل شده است مدنی و سوره‌هایی که در اطراف این دو شهر یا در سفرها مانند تبوک و حنین و … نازل شده نه مکی و نه مدنی می‌باشند.
ج: دیدگاه سوم که از همه سست‌تر است این که سوره‌هایی که خطابهای: )یا اَیُّها النَّاسُ( هستند مکی و آنها که با خطاب )یا اَیُّها الَّذینَ‌ آمنوُ‌ا( هستند مدنی. با توجه به این که خطاب‌ها مشترک هر دو نوع از سوره‌ها وجود دارد این ملاک صحیح نمی‌تواند باشد.

معنای نزول

معنای نزول

نزول به معنای فرود آمدن چیزی از بلندی می‌باشد. وقتی چیزی جابجا می‌شود و از بالا به پایین بیاید؛ می‌گویند فرود آمد و نازل شد. (مفردات، ص 488)
نزول به دو شکل تحقق دارد: گاهی جسمی از بلندی فرود می‌آید مانند باران از ابرها نازل می‌شود که یک جسم جابجا شده و تغییر مکان داده است در این نوع از نزول که در اجسام تحقق دارد، به صورت «تجافی» است یعنی وقتی آن جسم به پایین فرود می‌آید دیگر در جای اول نخواهد بود. و نوع دیگری از نزول شکل می‌گیرد که در عین حال که در مرحله بالا تحقق دارد به پایین هم نزول می‌کند که به این نوع نزول «تجلی» گفته می‌شود که این نوع نزول در مجردات تحقق دارد. در وحی نزول به شکل دوم یعنی تجلی است، با این که حقایق قرآن در مرحله خودش تحقق دارد به صورت لفظ درآمده بر پیامبر متجلی می‌شود. قرآن یک مرحله از وجود دارد که در نزد خدای سبحان است:
)وَ اِنَّه‘ فی اُمِّ الکتابِ لَدینا لَعلیّ حکیمّ( (زخرف، 3)؛ «قرآن در ام‌الکتاب در نزد ماست که بلندمرتبه و حکیم است».
قرآن نازل می‌شود یعنی از آن مرحله تنزل نموده و به صورت لفظ عربی در می‌آید تا در فکررس همگان درآید: )اِنّا اَنزَلناهُ قرآناً عربیاً لَعلَّکُم تَعقلُون( (همان، 2)؛ « ما قرآن را به صورت لفظ عربی نازل کردیم تا شاید شما در آن تعقّل کنید».
به نوعی که رسول‌‌الله (ص) صدای تلفظ قرآن را می‌شنود و بر مردم ابلاغ می‌کند.

معنای اصطلاحی آیه

معنای اصطلاحی آیه

واژه آیه در اصطلاح در جمله‌های قرآن با فاصله‌های مشخص که اکنون با شماره علامت گذاری می‌شود شده است. آیا در قرآن به این معنا به کار رفته یا نه؟ از تعبیراتی که اشاره می‌شود ممکن است استفاده شود که آیه به معنای اصطلاحی به کار رفته باشد یعنی جمله‌های قرآن با فاصله‌های مشخص. مانند: )تلْکَ‌ آیه‌ها اللهِ‌ نَتْلوُ‌ها علَیکَ‌( (بقره، 252)؛ «آنها آیه‌های خداست که بر تو تلاوت می‌کنیم».
)کتابٌ اُحکمتْ‌ آیاتُهُ‌ ثُمّ‌َ فُصًّلَتْ( (هود، 1)؛ «کتابی که آیه‌های آن إحکام پیدا کرده آنگاه تفصیل شده‌اند».
)اِذا تُلیتْ علَیکُمْ‌ آیاتُهُ‌ زادَتْهْمْ‌ إیماناً( (انفال، 3)؛ «وقتی ‌آیه‌های خدا بر آنها تلاوت می‌شود ایمان آنها زیاد می‌شود».
)وَاذْکُرْ‌نَ ما یْتْلی فی بْیْوتکُنّ‌َ منْ‌ آیه‌هااللهِ( (احزاب، 34)؛ «همسران رسول‌الله (ص) در خانه‌های خود به یاد بیاورند آنچه از آیه‌های خدا تلاوت می‌شود».
لیکن احتمال دیگر دراین تعبیرات وجود دارد و آن این که منظور، الفاظ قرآن باشد. یعنی منظور این تعبیرات جمله‌های قرآن باشد بدون در نظر گرفتن فاصله‌های اصطلاحی. زیرا جمله‌های قرآنی حتی کلمات قرآن آیه‌هاالهی هستند. لذا اثبات این نکته که در زبان قرآن آیه به همین مفهوم اصطلاحی به کار می‌رفته است با توجه به این که علامت‌گذاری هم نمود و با توجه به این که فاصله‌ها هم با شیوه‌های دیگر این چنین انسجام نداشته است قدری مشکل به نظر می‌رسد. و احتمال دوم بهتر است، که آیه یعنی کلمات قرآن که بعنوان آیه‌هاالهی از آنها یاد شده است نه جمله‌ها با فاصله‌های مشخص که اصطلاح شده است.

معنای آیه

معنای آیه

آیه به معنای علامت است. (مفردات، ص 33) به تناسب مفهوم واژگانی آن در مواردی در قرآن کار برد دارد، مانند معجزه، )سلْ بنی إسرائیل کَمْ‌ آتَیناهْمْ‌ منْ‌ آیتٍ‌( (بقره، 211)؛ «از بنی‌اسرائیل بپرس چه مقدار آیه (معجزه) برای آنها پدید آوردیم».
)وَ جعلْنا إبنَ‌ مرْ‌یمَ‌ وَ‌ اُمهُ‌ آیتً( (مؤمنون، 50)؛ «پسر مریم و مادرش را نشانه (معجزه) قرار دادیم».
آیه به معنای عبرت: )اِنَّ ذالکَ‌ لایهً‌ لَکُمْ‌ اِنْ کُنْتُمْ‌ مؤمنوُ‌نَ‌( (بقره، 248)؛ «نشانه ملک طالوت عبرت است برای شما اگر حق باور هستید».
آیه به معنای نشانه و علامت )وَ منْ‌آیاتهِ‌ خَلْقُ‌ السمواتِ وَ الأرْضِ وَ اخْتلافُ ألْسنَتکُمْ‌(؛ «از نشانه‌های خدای سبحان پدید آوردن آسمانها و زمین و نیز تفاوت زبانهای شماست».

مصحف‌های دیگر

مصحف‌های دیگر

ویژگی‌های قرآن علی (ع) مطرح شد و این نکته معلوم شد که قرآن علی (ع) تفاوت اساسی با قرآن متداول نداشت. مناسب است به برخی مصحف‌های دیگر نیز اشاره شود، که بسیاری از صحابه و نویسندگان وحی که صاحب مصحف بودند، مصحف آنها چه تفاوتی با مصحف علی (ع) داشت و سرنوشت آنها به کجا انجامید.
شواهد تاریخی نشان می‌دهد که عمده تفاوت بین مصحف‌ها در تنظیم و ترتیب سوره‌ها بوده است. هر کس به سلیقه خودش سوره‌ها را تنظیم می‌نمود، که ستون زیرنموداری از تفاوت‌ها در ترتیب سوره‌ها می‌باشد
مصحف علی‌(ع)   
1-سوره إقرأ
2-مزمل
3-مدثر
4-ن و القلم
5-فاتحه‌الکتاب
6-تبت
7-تکویر
8-اعلی
9-اللیل
10- والفجر
11- ضحی
12- انشراح
13- عصر
14- عادیات

مصحف عثمان
1-حمد
2-بقره
3-آل عمران
4-نساء
5-مائده
6-انعام
7-اعراف
8-انفال
9-توبه
10- یونس
11- هود
12- یوسف
13- رعد
14- ابراهیم

مصحف ابی‌بن‌کعب
1-فاتحه‌الکتاب
2-بقره
3-نساء
4-آل‌عمران
5-انعام
6-اعراف
7-مائده
8-یونس
9-انفال
10- برائت
11- هود
12- مریم
13- شعراء
14- حج

مصحف عبدالله‌بن‌مسعود
1- حمد
2- بقره
3- نساء
4- آل عمران
5- اعراف
6- انعام
7- مائده
8- انفال
9- برائت
10- نمل
11- هود
12- یوسف
13- کهف
14- اسراء

و سایر سوره‌ها. در مصحف عبدالله ‌بن مسعود سوره فاتحه‌الکتاب نام برده نشده که یا به وضوح آن واگذار شده است، زیرا که مشخص بوده و همواره در نمازها قرائت می‌شده است و یا از قلم افتاده است.
نکته دیگری که از تفاوت موجود به دست می‌آید، این که این تفاوت دلیل بر این است که سوره‌ها ترتیب خاصی در عهد رسول‌الله (ص) نداشته‌اند و الا اگر با إشراف حضرت سوره‌ها تنظیم شده باشند، چگونه صحابی بزرگواری چون عبدالله بن مسعود و اُبّی بن کعب بر خلاف نظم قرآن رسول‌الله (ص) عمل نموده‌اند؟! افزون بر این قرآن علی‌(ع) بر اساس ترتیب نزول جمع‌آوری شده است اگر در عهد رسول‌الله (ص) سوره‌ها به شکل فعلی جمع‌آوری شده باشد که صاحبان دیدگاه دوم معتقد هستند، چگونه علی (ع) بر خلاف قرآنی که زیر نظر رسول‌الله (ص) نظم یافته است قرآن را جمع‌آوری می‌کند؟!
این که برخی می‌گویند صحابه دو نوع قرآن داشته‌اند یک قرآن خصوصی و دیگری عمومی، آن قرآنی که تفاوت داشته است قرآن خصوصی بوده است نه عمومی؛ (مباحث فی علوم القرآن، ص 71) اثبات چنین مطلبی بر عهده مدعی است. از کجا دو نوع قرآن داشته باشند و بر فرض داشتن دو قرآن چرا قرآن خصوصی خود را برخلاف قرآن رسول‌الله (ص) تنظیم می‌کنند؟! در هر صورت نوع این مصحف‌ها را عثمان جمع‌آوری و محو نمود، ادعای مستند در باقی بودن آنها مشکل است.

مروری بر گذشته:

مروری بر گذشته:

در بحث تاریخ قرآن شیوه‌ای انتخاب شد که نوع روایات و شواهد تاریخی معنا و هماهنگ شدند و از طرد آنها به گمان تعارض خودداری شد. در این قسمت سه دیدگاه مطرح شد که دیدگاه اول از اخباریون بود،‌که سست و بی‌اساس تلقی شد. این دیدگاه بر این باور است که قرآن در عهد رسول‌الله (ص) جمع‌آوری نشده است. دیدگاه دوم معتقد است که قرآن با تمام خصوصیات حتی ترتیب سوره‌ها در عهد رسول‌الله (ص) صورت شکل گرفت. که اثبات ترتیب سوره‌ها در زمان حضرت بسیار مشکل است. دیدگاه سوم که بهترین بود، برای قرآن سه مرحله تدوین معتقد است، یکی شکل‌گیری سوره‌ها با ترتیب آیه‌ها که در عهد رسول‌الله (ص) صورت گرفته است. دوم جمع‌آوری صحف و قرآنهای پراکنده در داخل جلد که در عهد ابوبکر انجام گرفته است. سوم تنظیم سوره‌ها برای ایجاد وحدت قرائت که در زمان عثمان شکل گرفته است. این دیدگاه هر روایت و شاهد تاریخی را به مورد خودش متوجه و معنا می‌نماید. در این بخش دیدگاه علی (ع) و نیز به جمع‌‌آوری و تدوین علی بن ابی طالب (ع) و ویژگیهای قرآن حضرت بررسی شد. و نیز به سرنوشت قرآن امام (ع) اشاره شد. و سرنوشت قرآنهای عثمانی مطرح شد که همه مندرس شده‌اند. به این نکته نیز اشاره شد که ترتیب آیه‌ها توقیفی است. و اعراب‌گذاری و نقطه‌گذاری قران در زمان حجاج شکل گرفت. در بخش پایانی پیدایش خط عربی نیز مطرح گردید.

مرحله سوم

مرحله سوم

مرحله سوم از تدوین قرآن، مربوط به زمان عثمان می‌شود. در اثر اختلاف قرائتی که پدید آمده بود عثمان عده‌ای را مأموریت داد تا برای ایجاد وحدت قرائت تمام قرآنهای نویسندگان وحی را جمع‌آوری کنند و از روی صحیح‌‌ترین آنها یک قرآن به عنوان الگو در قرائت بنگارند و از روی آن نسخه چندین نسخه دیگر استنساخ کنند و به شهرهای بزرگ ارسال نمایند، که از این کار نیز به عنوان جمع‌آوری قرآن یاد شده است. مانند آنچه مشهور است که جامع قرآن عثمان (اتقان، ج 1، ص 189، نوع 18) است، منظور این نوع جمع‌‌آوری می‌باشد.