قرآن در کامپیوتر

دانلود نرم افزار های قرآنی یه صورت رایگان

قرآن در کامپیوتر

دانلود نرم افزار های قرآنی یه صورت رایگان

دیدگاه‌ها

دیدگاه‌ها
 
واژه جمع قرآن دو کاربرد دارد؛ یکی به معنای جمع در اذهان و سینه‌ها که همان حفظ قرآن می‌باشد، دیگری به معنای تدوین و نگاشتن قرآن است. جمع به معنای اول مورد نظر نیست. غرض در این بخش این است که تألیف قرآن به صورت کتاب مدون در چه زمانی صورت گرفته است. جمع به این معنا از موضوعات علوم قرآنی است که بسیاری تحت عنوان «تاریخ قرآن» نوشتار مستقل در پیرامون آن نگاشته‌اند و به لحاظ کثرت شواهد روایی و تاریخی و تفاوت‌های به ظاهر ناسازگار آنها برخی از ایجاد هماهنگی میان آنها محروم شده و مجبور به طرد شواهد روایی شده‌اند از این جهت مورد از موارد برخورد آرا است که انتخاب دیدگاه صحیح پژوهش ژرف را طالب است، تا با ایجاد سازگاری بین شواهد تاریخی و روایی و عدم اعتماد به روایات ضعیف و اکاذیب که منجر به اعتقاد به تحریف قرآن می‌شود. روش صحیح را انتخاب نموده و ضربه به اندیشه‌های معتبر و ناب مسلمانان وارد نکند و بهانه به دست ملحدان و برخی مستشرفان بی‌اطلاع از حقایق و یا بهانه‌جو ندهد با توجه به اهمیت موضوع ابتدا نگاهی به دو دیدگاه همراه با ادله آنها نموده آنگاه دیدگاه منتخب را به صورت مستدل طرح می‌نماییم.
الف: دیدگاه اول در این مورد این است که تدوین قرآن به بعد از رحلت رسول‌الله (ص) مربوط می‌شود، رسول‌الله (ص) در حالی ارتحال نمود که هیچ اقدامی در مورد جمع‌آوری قرآن انجام نگرفته بود بلکه تنها نزول وحی به پایان رسیده بود. قرآن در اذهان و سینه‌های مردم جمع بود و نیز برخی از قرآن در الواح و اکتاف پراکنده نگاشته شده بود. بعد از رحلت رسول‌الله (ص) در زمان خلفا مسلمانان اقدام به جمع‌آوری آن الواح پراکنده نموده و از اذهان مردم هم کمک گرفتند و قرآن راتدوین نمودند.
پیروان این دیدگاه نوعاً از اخباریون می‌باشند که متأسفانه در اثر اعتماد به روایات ضعیف همین نکته را تأیید بر دیدگاه خود قرار داد‌ه‌اند که چون تدوین قرآن به دست غیرمعصوم انجام گرفته، در آن تحریف رخ داده است و شواهدی هم برای تثبیت دیدگاه خود طرح می‌کنند که به برخی آنها اشاره می‌شود.
1 – چون نزول قرآن به صورت تدریجی در طول بیست وسه سال رسالت بوده است، به لحاظ پراکندگی نزول وحی در حال نزول وحی که تا آخر عمر رسول‌الله (ص) ادامه داشته است امکان تدوین قرآن وجود نداشته است زیرا تدوین یک کتاب در صورتی ممکن است که همه مطالب آن یکجا آماده شود تا مؤلف بتواند در پایان آنها را تنظیم و تألیف نماید.
2 – افزون بر این تاریخ و روایات و هم همین دیدگاه را تأیید می‌کند «عن زَیدِ‌ بنِ‌ ثابِت قُبِضَ رَسوُ‌لُ اللهِ (ص) وَ لَمْ‌ یکُنِ الْقُرآنُ‌ جْمعَ‌ فی شَیْ‌ءٍ» (اتقان، ج 1، ص 181)؛ «رسول الله (ص) در حالی رحلت نمود که قرآن در چیزی نگاشته نشده بود».
و نیز در ورایت دیگر نخود حضرت بر این موضوع اعتراف می‌کنند و دستور می‌دهند که بعد از او اقدام به تدوین قرآن شود: «عنْ‌رَسوُ‌لِ اللهِ (ص) یا علی، اَلْقُرْ‌آنُ خَلْفَ‌ فَراشی فی الصُّحْفِ‌ وَ‌الْحریرِ وَ الْقَراطیسِ‌ فَخُذوُهُ وَاجمعْوا وَ لا تُضَیِعْوهُ». (بحار، ج 92، ص 92)؛ «رسول‌الله (ص) در هنگام رحلت به علی (ع) فرمودند: قرآن رد پشت بستر من در صحف،‌(انواع الواح) و حریر، و کاغذها قرار دارد جمع‌آوری کنید و آن را ضایع نکنید».
برخی شواهد دیگر دلالت دارند جمع‌آوری قرآن در زمان ابوبکر بوده است: «عنْ‌ لَیثِ‌ ابنِ سعد اوَلُ منْ‌ جمعَ‌ الْقُرآنَ الابْوبکْرُ‌» (اتقان، ج1، ص 183) اولین کسی که اقدام به جمع‌آوری قرآن نمود ابوبکر بود.
این دیدگاه بی‌اساس و ناشی از جهل به معارف و حقایق تاریخی و روایی می‌باشد بی‌پایگی این دیدگاه در بررسی دیدگاه منتخب بهتر آشکار خواهد شد لیکن به صورت خلاصه جواب دو مورد را اشاره می‌نماییم.
این که نزول قرآن تدریجی بوده دلیل نمی‌شود کسی قادر به تدوین آن نشود بلکه هم زمان با نزول تدریجی تدوین آن هم ممکن است با نزول آیه‌ها و سوره‌های جدید با راهنمایی رسول‌الله (ص) در جایگاه مخصوص قرار می‌گیرد. و اما شواهد روایی مربوط به جمع‌آوری‌های گوناگون است در عهد رسول‌الله (ص) به صورت کتابی جمع‌آوری شده باشد و جلد بر آن منظور نموده باشند نبوده است  نه این که هیچگونه اقدامی نسبت به جمع‌آوری قرآن نشده باشد، خود روایت هم اشاره دارد که قرآن در «چیزی» جمع‌آوری نشده بوده، در صحف و اکتاف نگاشته بوده است.
تدوین قرآن همانند سایر کتاب‌ها نیست که تمام مطالب آن جمع‌آوری، آنگاه جمع‌بندی، تجدیدنظر، و ویرایش و تقدیم و تأخیر نیاز داشته باشد بلکه هم زمان با نزول، نویسندگان وحی آن را می‌نگاشتند و هنگامی که آیه جدید نازل می‌شد با راهنمایی رسول‌الله (ص) در جای خودش قرار می‌گرفت حتی چه بسا آیه‌های مدنی در سوره‌های مکی قرار می‌گرفت.
افزون بر این چگونه ممکن است رسول‌الله‌ (ص) که این همه به شؤون قرآن اهتمام داشتند اقدامی در مورد تدوین آن ننموده باشد؟!
ب: دیدگاه دوم کاملاً در مقابل دیدگاه اول معتقد است: قرآن به همین صورت که اکنون همگان در خدمت آن هستند در عهد رسول‌الله (ص) تنظیم شده است، هم آیه‌های آن کنار هم قرار گرفته و هم سوره‌ها مرتب و منظم شدند به گونه‌ای که سوره حمد اول و سوره ناس آخر به همین ترتیب کنونی، زیر نظر مبارک رسول‌الله (ص) و با راهنمایی حضرت شکل گرفت و شؤون قرآن چیزی نیست که دیگران بتوانند در آن دخیل باشند. سیوطی که خود از این دیدگاه دفاع می‌کند عده‌ای را هم نام می‌برد که معتقد به این دیدگاه هستند. مانند: ابوبکر بن انباری، کرمانی، طیبی، بیهقی، ابوجعفر نحاس، ابن حصار و ابن حجر. (اتقان، ج 1، نوع 18) در بین معاصرین نیز افرادی هوادار این دیدگاه می‌باشند. (از جمله آیت‌الله خویی در البیان ص 270 و آیت‌الله حسن‌زاده در فصل الخطاب ص 46 و دکتر صبحی الصالح در مباحث فی علوم القرآن ص 73 و …)
در هر صورت مهم ادله اینهاست که بررسی می‌نماییم.
1 – یکی از ادله این گروه اهمیت قرآن است؛ چون قرآن آخرین وحی الهی است و معجزه خالده خدای سبحان است باید از هرگونه خطر تحریف مصون بماند تا حجت خدا بر مردم تمام شده باشد/ قرآن باید در عهد رسول‌الله (ص) با اشراف خود حضرت جمع‌آوری شده باشد، تا از هر خطر حفظ شود، زیرا این مهم بدون تدوین در زمان حضرت امکان شکل‌گیری ندارد، چون غیر از حضرت کسی به طور کامل به خصوصیات قرآن آگاه نیست. افزون بر این دیگران دچار خطا و نسیان می‌باشند نمی‌توانند کامل و صحیح قرآن را تدوین کنند. روایاتی هم همین نکته را تأیید می‌کند که قرآن را غیرمعصوم قادر نیست جمع‌آوری کند: «عن اَبی جعفَر (ع) لا یستَطیعُ‌ اَحدٌ‌ یدّ‌عی اَنَّهُ‌ جمعَ‌ القُرآنَ کُلَّه ظاهرَ‌هً‌ و باطنَهً‌ إلاّ الْأوْ‌صیاءُ» (تفسیر البرهان، ج 1، ص 15)؛ «از امام باقر (ع) نقل می‌کند کسی جز جانشینان پیامبر نمی‌توانند ادعا کنند که قرآن کامل، ظاهر و باطن آن را جمع‌آوری نموده است.
«سمعتُ أبا جعفَر (ع) ما منْ‌ اَحدٍ‌ منَ‌ النّاسِ اِدَّعی اَنَّهُ‌ جمعَ‌ الْقُرآنَ کُلَّهُ‌ ما اَنْزَلَ اللهِ اِلا کَذِ‌بَ وَ ما جمعه و حفظَهُ‌ کَما اَنْزَلَ الله اِلا علیُ‌ بنِ اَبی طالبٍ وَ الأئمهُ‌ منْ‌ بعدِ‌هِ» (همان)؛ «از امام باقر (ع) نقل می‌کند کسی جز جانشینان پیامبر نمی‌تواند ادعا کند که قرآن را کامل، ظاهر و باطن آن را جمع‌آوری نموده است».
«سمعتُ أبا جعفَر (ع) ما منْ‌ اَحدٍ‌ منَ‌ النّاسِ اِدَّعی اَنَّهُ‌ جمعَ‌ الْقُرآنَ کُلَّهُ‌ ما اَنْزَلَ اللهِ اِلا کَذِ‌بَ وَ ما جمعه و حفظَهُ‌ کَما اَنْزَلَ الله اِلا علیُ‌ بنِ اَبی طالبٍ وَ الأئمهُ‌ منْ‌ بعدِ‌هِ» (همان)؛ از امام باقر (ع) شنیدم که هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که قرآن را همانگونه که نازل شده جمع‌آوری نموده است مگر به دروغ. تنها علی‌ بن ابی طالب (ع) و جانشینان او قادر به این کار هستند».
و نیز روایت: «اَنَّ النَبی أمرَ‌ علیاً بِتألیفِ‌ القُرآن» (بحار، ج 89، ص 52)؛ «رسول‌الله (ص) به علی (ع) دستور دادند که قرآن را جمع‌آوری کند».
«عن علی (ع): ما نَزَلَتْ‌ آیه علی رَسوُ‌ل‌ِ اللهِ (ص) الاّ أقرَ‌أنیها وَ أملأها علی فاکْتُبها بِخَطّی»؛ «هیچ آیه‌ای نازل نمی‌شود جز این که رسول‌الله (ص) آن را بر من قرائت می‌کرد و املا می‌نمود و من با خط خود می‌نگاشتم». (تفسیر برهان، ج 1، ص 16، تمهید، ج 1، ص 293)
بنابراین، قرآن کریم تنها با إشراف رسول‌الله (ص) تدوین می‌شود.
2 – دیگر این که قرآن در آیه‌های فراخوانی و تحدی، به آوردن سوره تحدی نموده است، اگر باور ندارید قرآن از جانب خداست؛ ده سوره یا یک سوره مثل آن بیاورید: )فَأتوُ‌ا بِعشْرِ سْوَ‌ر مثله مْفْتَریاتٍ‌( (هود، 13)، )فَأتوُ‌ا بِسوُ‌رَهٍ منْ‌ مثْلهِ‌( (بقره، 23)؛ کاربرد واژه سوره دلیل بر تدوین قرآن در زمان نزول وحی است، زیرا اگر آیه‌ها قرآن کنار هم نبوده و سوره‌ها شکل نگرفته، باشند چگونه می‌گوید ده سوره و یا یک سوره مثل سوره‌های قرآن بیآورید. و منظور از تدوین قرآن همین است که سوره‌ها شکل بگیرند.
3 – روایات و شواهد تاریخی دلالت دارند که در عهد رسول‌الله (ص) عده‌ای مشغول جمع‌آوری و تدوین قرآن بودند مانند: «عن الشَّعبی جمعَ‌ القُرآنَ علی عهدِ‌ النَبی ستَّهٌ‌ منَ‌ الْأنْصارِ اُبیّ‌َ بنِ کَعبِ‌، زَیدُ‌ بنِ‌ ثابت، معاذِ بنِ جبل، اَبوُ‌ دَرْداء، سعیدُ‌ بنِ عبید وَ اَبوُ‌ زَید». (منتخب کنز العمال، ج 2، ص48)
روایت هم از رسول‌الله (ص) نقل شده است که: «خُذُوا القُرآنَ منْ‌ اَرْبعهِ‌ منْ‌ عبدُ‌اللهِ بنِ مسعود وَ سالم وَ معاذ وَ اَبی بنِ کَعبِ» (صحیح بخاری ج 6، ص 102. البیان ص 296)؛ «قرآن را از چهار نفر عبدالله بن مسعود و سالم و معاذ و ابی بگیرید».
اینها عمده دلیلهای دیدگاه سوم است.
تلاش بر این نیست که این ادله ردّ شود، زیرا اگر دیدگاه دوم تثبیت شود دیدگاه سوم که دیدگاه منتخب است به طور حتم تأیید خواهد شد. در عین حال دلیل‌های یاد شده این جهت را اثبات نمیکند که ترتیب سوره‌ها به همین گونه که اکنون است در عهد رسول‌الله (ص) شکل‌ گرفته باشد. نقد بیشتری در این رابطه در استدلال به دیدگاه سوم خواهد آمد.
مؤلف البیان بررسی مبسوطی نسبت به روایات جمع‌آوری قرآن انجام داده است و می‌فرماید این روایات از جهاتی مبتلا به تعارض هستند، روایت زید بن ثابت و ابن اشته و سالم بن عبدالله صریح است که قرآن در زمان ابوبکر جمع‌آوری شده است. در حالی که روایت أنس می‌گوید جمع‌آوری در زمان عثمان بوده است. هر دو طایفه با روایاتی که دلالت دارند در زمان رسول‌الله (ص) قرآن جمع‌آوری شده تعارض دارند. و افزون بر این با ظاهر آیه‌های فراخوانی و تحدی قرآن تعارض و منافات دارند، لذا از این جهت هم بی‌اعتبار می‌شوند، در نهایت برخی از این روایات با حکم عقل و اجماع مسلمانان مخالفت دارد، که معتقد هستند قرآن تنها با تواتر ثابت می‌شود با خبر واحد یا شهادت دو شاهد عادل که مفاد برخی از این روایات است ثابت نمی‌شود. (البیان، ص 256) مرحوم بلاغی نیز روایات را متعارض و مضطرب می‌بیند، به همین منوال که گفته شد. (آلاء‌الرحمن، ج 1، ص 19)

دیدگاه منتخب

دیدگاه منتخب

دیدگاه سوم معتقد است که برای قرآن سه مرحله جمع‌آوری شکل‌ گرفته است. یکی در عهد رسول‌الله (ص) دوم در زمان ابوبکر و سوم در خلافت عثمان و روایات و شواهد تاریخی متفاوت، هم هر کدام نظر به زمان خاص خودش دارد.
به دیگر سخن در مورد قرآن سه نوع کار انجام گرفته است که از هر سه به «جمع قرآن» تعبیر شده است، گرچه هر سه جمع و تدوین به مفهوم واژگانی نیستند و نیز هر سه در یک رتبه از اعتبار و اهمیت هم نمی‌باشند بلکه برخی از اهمیت بالا برخوردارند. با توضیح این سه مرحله شواهد روایایی نیز با هم هماهنگ شده و ناسازگاری موهوم از بین می‌رود. (اولین کسیکه به این تقسیم نصریح نموده است حاکم در مستدرک است گرچه ریشه حرف از محاسبی (متوفای 243) می‌باشد که حدود دو قرن قبل از حاکم بوده است. محاسبی می‌گوید: نگاشتن قرآن به زمان رسول‌الله (ص) بازگشت دارد که به صورت پراکنده بوده است. ابوبکران نسخه‌ها را یک جا جمع کرد به صورت کتاب مدون درآورد. نقل از برهان، ج 1، ص 300، محققان کنونی بسیاری بر این امر تصریح دارند مانند صبحی الصالح در مباحث فی علوم القرآن و زحیلی صاحب تفسیر المنیر، ج 1، ص 20 و صاحب تفسیر مواهب الرحمان، ج 1، ص 26. و التمهید ج 1، ص 272)

دیدگاه علی (ع)

دیدگاه علی (ع)

در مورد عملکرد عثمان دیدگاه‌های متفاوتی ابراز می‌شود، لیکن موضوعات قرآنی دور از تعصب‌ها باید مورد توجه قرار گیرد. و باید این نکته همواره در نظر باشد که شؤون قرآن امری نیست که شخصی و لو خلیفه مقتدر مثل عثمان بتواند اعمال نظر کند. به خصوص این که مسلمانان بسیار در این باره حساس بودند و اگر احساس می‌کردند موضوع دخالت، به حساب می‌آید، یک تنه در برابر خلیفه می‌ایستادند (چنان که وقتی خلیفه دوم آیه «و الذین اتبعوهم باحسان» را بدون واو خواند وی را وادار کردند با واو بخواند (درالمنثور ج 3، ص 369) و نیز وقتی عثمان می‌خواست آیه «و الذین یکنزون الذهب و الفضه» را بدون واو ثبت کند أبی بن کعب شمشیر کشید در مقام تهدید خلیفه برآمد. (درالمنثور ج 3، ص 232)) و عثمان هم وقتی خواست این کار را انجام دهد با مشورت صحابه حتی علی بن ابی طالب (ع) انجام داد: «فَوَ‌ الله ما فعلَ فی المصاحفِ‌ اِلاّ عن ملاءٍ منّا» (اتقان، ج 1، ص 189)؛ «عثمان این کار را با مشورت ما انجام داد».
و کارش مورد تأیید امام (ع) بود و حتی از برخی شواهد تاریخی می‌توان بدست آورد که اگر علی بن ابی ‌طالب (ع) هم در آن شرایط بود همان کار عثمان را انجام می‌داد؛ زیرا این کار قرآنی باید صورت می‌گرفت: «عن علی (ع): لَوْ‌ وَلَّیتُ‌ لَعملْتُ بِالْمصاحفِ‌ الَّتی عملَ بِها عْثمان» (البرهان، ج 1، ص 302)؛ «اگر من والی بودم همان کاری که عثمان در مورد مصاحف انجام داد، انجام می‌دادم».
«عن علی حینَ‌ حرِقَ عْثمانُ المصاحفَ‌، لَو لَمْ‌ یصْنعهُ‌ لَصَنعتُهُ‌» (بحار، ج 89، ص 52)؛ «اگر عثمان مصاحف را محو نمی‌کرد؛ من این کار را انجام می‌دادم».
در هر صورت این کار خورده‌گیری بر عثمان به حساب نمی‌آید. «خلفا به اندازه کافی ضعف دارند و نیاز به طرح اینگونه مسائل نمی‌باشد».

دلیل‌ تواتر

دلیل‌ تواتر

بهترین دلیل بر صیانت قرآن تواتر قرآن است. همانگونه که در بحث قرائت نیز مطرح شده است، مسلمانان در تواتر قرآن تردید ندارند و همه محققان متفق هستند که قرآن به غیر تواتر ثابت نمی‌شود، حتی در بحث قرائت بر تواتر یک اعراب نیز برهان اقامه شده است. عامل اصلی تواتر قرآن این است که هم خود قرآن و هم رسول‌الله (ص) و ائمه اطهار (ع) اهتمام فوق‌العاده‌ای به قرآن قایل بودند. از طرفی جاذبه‌های ذاتی قرآن موجب شیفتگی انبوه حق‌باوران شده و دلباختگان قرآن خمیرمایه و خونشان با قرآن آمیخته شده، بگونه‌ای که بلکه هزاران آن را در سینه‌ها حفظ کردند و دست به دست، نسل‌ به نسل منتقل نمودند، بدین صورت تواتر قرآن شکل گرفت و موجب صیانت آن از هر خطر شد.

گذری به آنچه گذشت

گذری به آنچه گذشت

درباره وحی مطالبی چون مفهوم وحی، کاربرد قرآنی وحی، همگون بودن وحی انبیاء و حقیقت وحی، ویژگی‌های مهم وحی که تعلیم فرادانش بشری و مصونیت از هرگونه خطا و تردید دارد و تحلیل صحیح وحی از زبان وحی طرح شد. و نیز به تحلیل‌های غلط تدبیر عقلانی و یا مکاشفه عرفانی و یا اندوخته‌های دانش انسانی اشاره شد که این برداشتها همه خلاف آیه‌ها قرآن و بدور از معارف اسلامی است و همه اینها ناسازگار با زبان و تحلیل قرآن می‌باشد و در بین سخن به این نکته اشاره شد که پیامبر در نبوت خود و وحی آسمانی تردید نمی‌کند و در تشخیص وحی نیاز به تأیید دیگری ندارد و نیز شیطان راه نفوذ بر انبیاء را ندارد و هیچگونه القائات شیطانی در عرصه وحی وجود ندارد تا با وحی اشتباه گرفته شود و افسانه‌هایی که در این رابطه داستان شده همگی بی‌پایه هستند که باید از معارف زلال و اندیشه‌های برهانی وحی و اسلام زدوده شوند. و در پایان راه‌های دریافت وحی اشاره شد و این نکته نیز توجه داده شد که وحی در سه مرحله، گرفتن و نگه‌داری و ابلاغ مصون از تغییر و نسیان است تا سالم به گوش مردم برسد و اتمام حجت شکل بگیرد.

حقیقت وحی

حقیقت وحی

مفهوم واژه وحی و تعبیرات دیگری که در قرآن از این حقیقت شده است ما را در فهمیدن حقیقت وحی یاری نمی‌کند و شاید حقیقت وحی رسالی برای غیر پیامبران قابل درک نباشد و تا انسان پیامبر نباشد قادر نخواهد بود این حقیقت را درک کند و از کاربردهای قرآن هم این چنین استفاده می‌شود که قرآن اصراری ندارد که حقیقت وحی را تبیین کند تا انسانهای عادی آن را درک کنند. بلکه قرآن توجه بیشتر به بیان ویژگی‌های وحی دارد. از حقیقت وحی مانند بسیاری از معارف که قابل درک همگان نیست با سکوت عبور کرده است. مانند این که در مورد ارائه ملکوت آسمان‌ها و زمین‌ به ابراهیم خلیل (ع) می‌فرماید این کار را برای یک اهدافی که قابل درک شما نیست و برای این که ابراهیم به یقین برسد انجام دادیم: )و کَذالک نُری اِبراهیم ملَکُوتَ‌ السمواتِ‌ والاَرضِ وَ لیکُونَ‌ منَ‌ المُوقنینِ( (انعام، 75)؛ «ملکوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم برای انگیزه‌هایی، از جمله این که او از یقین‌کنندگان قرار گیرد».
«واو» در )وَ لَیَکُونَ مِنَ المُؤمِنینِ( نقش مهمی ایفا می‌کند سخن از وسط شروع شده یعنی اهدافی بزرگ در نظر داشتیم که قابل فهم شماها نیست آنچه برای شما قابل درک است بازگو می‌کنیم و آن این که ابراهیم با دیدن ملکوت یقین به حق پیدا می‌کند و مانند این که در مورد دست به دست شدن قدرتها در روزگاران می‌فرماید: )وَ تلک الأیامُ نُداوِلُها بین النّاسِ‌ وَ‌ لیعلَم اللهُ‌ الَّذینَ‌ آمنوا منکُم( (شعرا، 194)؛ «قدرتها را دست به دست می‌کنیم برای اهدافی که قابل درک شما نیست و برای امتحان انسانها تا مؤمن را بشناسد».
و نظایر این تعبیرها که در قرآن آمده است. در هر صورت ما آیه‌ای سراغ نداریم که حقیقت وحی را تبیین نموده باشد. آنچه سخن در قرآن در مورد وحی است درباره ویژگی‌های وحی است.

جواب یک اشکال

جواب یک اشکال

از این بیان جواب یک شبهه دیگر نیز روشن می‌شود که برخی مستشرقان مطرح کرده‌اند که با توجه به این که در حجاز افراد با سواد کم بود و با توجه به این که نوشت افزار کم‌یاب و یا نایاب بود و قرآن نگاشته نمی‌شد چگونه مسلمانان ادعا می‌کنند که این قرآن همان قرآنی است که بر محمد (ص) نازل شده است؟! جواب این سؤال این است که، اولاً نویسندگان وحی وجود داشتند و قرآن را با همان نوشت‌افزار آن زمان نگاشتند و ثانیاً سلامتی قرآن متوقف بر نگاشتن آن نبوده است. انتقال قرآن از هر نسلی به نسل بعدی با تواتر بوده است که شرح آن گذشت.
با توجه به مطالبی که از نظر خوانندگان گذشت، نوشته شدن قرآن به صورت سوره‌ها و نظم و ترتیب خاص آیه‌ها که همین نظم فعلی می‌باشد در زمان رسول‌الله (ص) شکل گرفته است. اما ترتیب سوره‌ها که مثلاً سوره حمد اول قرار بگیرد و بقره دوم و هکذا … این کار در زمان رسول‌الله (ص) صورت نگرفت که صاحبان دیدگاه دوم مدعی آن بودند. زیرا که این ادله تنها شکل‌گیری سوره‌ها را دلالت دارد نه نظم و ترتیب آنها را. و لذا بسیاری از محققان علوم قرآنی نیز به این نکته تصریح دارند. (از جمله حاکم در مستدرک ج 2، ص 611. محاسبی در فهم‌السنن، برهان ج 1، ص 300. برهان ج 1، ص 262. مناهل العرفان، ج 1، ص 255. التمهید ج 1، ص 280. آلاءالرحمن ج 1، ص 18. المیزان ج 3، ص 78. تاریخ القرآن زنجانی ص 56. قرآن در اسلام ص 192) و از همین جا نکته بسیار مهم دیگری نیز مستدل می‌شود که ترتیب آیه‌ها در عهد رسول‌الله (ص) شکل گرفته است و با نظارت و اشراف حضرت بوده است، که قبل از پرداختن به دو مرحله دیگر از جمع‌آوری قرآن به توضیح این نکته می‌پردازیم.

توفیقی بودن حدود آیه‌ها

توفیقی بودن حدود آیه‌ها

در عین تحقق این اصطلاح در محاوره مسلمانان جای طرح این سؤال است که آیا فاصله‌های آیه‌های قرآن امری توقیفی است؟ یعنی این که فلان قسمت از قرآن یک آیه به حساب آید آیا به امر رسول‌الله (ص) و وحی است؟ و توقیفی است که دیگران حق اظهارنظر ندارند که آیه را کمتر یا بیشتر تعیین کنند و یا این که این موضوع از آن مقدار از اهمیت برخوردار نیست که نیاز به دستور وحی داشته باشد از جمله شؤون قرآن است که اجتهاد و نظر در آن راه دارد.
بسیاری از محققان دیدگاه اول را پذیرفته‌اند که در این شأن قرآن جای اظهار‌نظر نیست همانگونه که از رسول‌الله (ص) رسیده است باید همان روش پیروی شود.
سیوطی از بسیاری مانند ابن عربی، زمخشری، و … نقل می‌کند که آیه‌ها توقیفی هستند آنگاه به برخی از مشکلاتی که در پذیرش این دیدگاه وجود دارد از جمله شناخت فاصله‌ها به صورت دقیق که به رسول‌الله (ص) مستند باشد اشاره می‌کند و اعتراف ابن عربی را نقل می‌نماید. البته این موضوع را از عمل کرد و سیره مسلمانان تا حدودی می‌توان به دست آورد و متصل به سیره رسول‌الله (ص) نموده که در مثل‌المصص، کهیعص، عسق، طسم، یس، حم، طه، آیه به حساب آمده است اما در نظایر آنها مانند: الم، طس، ص، ق، ن، آیه به حساب نیآمده است گاهی یک کلمه مانند «مْدْ‌ هامتان» آیه به حساب آمده است بنابراین این نکات را سیره مسلمانان نشان می‌دهد در این موضوع جای اظهارنظر نیست باید به روش گذشته عمل نمود.
در عین حال این دیدگاه مواجه با یک مشکل است که بر اساس چه ضابطه حدود آیه‌ها مشخص می‌شود؟ دو ضابطه برای تثبیت این نکته مطرح است، یکی این که سیره رسول‌الله (ص) بوده است که در پایان آیه‌ها وقف می‌نموده است. دوم این که سجع آیه‌ها نشانگر پایان ‌آنهاست. لیکن هیچ‌کدام از دو ضابطه در تمام آیه‌های قرآن منطبق نمی‌باشد؛ نه سیره رسول‌الله (ص) به صورت شامل در همه آیه‌ها ثابت است و نه همه آیه‌های قرآن از سجع موزون بهره‌ور هستند و به همین خاطر اختلاف در شمارش و تعداد آیه‌ها به چشم می‌خورد.
زرکشی از ابو عمر دانی نقل می‌کند در تعداد آیه‌های قرآن به شش هزار اتفاق است اما بیشتر از آن برخی 204 و برخی 219 و برخی 225 برخی 226 و برخی 230 آیه گفته‌اند. (البرهان فی‌ علم القرآن ج 1، ص 314)
و اختلاف آن چنان گسترده است که بر اساس شهر‌های مکه، مدینه، کوفه، بصره و شام تعداد آیه‌ها فرق می‌کند. (اتقان، ج 1، ص 115، نوع 19، ص 88، 89)
بنابراین گرچه شؤون قرآن از اهمّ امور است و نمی‌توان خودسرانه در آن دخالت نمود؛ لیکن برخی از شؤون قرآن از آن مقدار اهمیت برخوردار نیست که اظهارنظر در آن راه داشته باشد. در مورد حدود آیه‌های قرآن آن مقدار که از سیره رسول‌الله (ص) به صورت قطعی به اثبات برسد و یا روایات و شواهد دیگر آن را تأیید کنند لازم است طبق آن پیروی شود و حق تجدیدنظر نیست. ولی در مواردی که چنین معیارها به اثبات نرسد اظهار نظر بی‌اشکال است و این دخالت در شؤون توقیفی قرآن نیست زیرا این مسائل به خصوص تعداد آیه‌ها به زمان بعد از رسول‌الله (ص) مربوط می‌شود همانند اعراب‌گذاری، نقطه‌گذاری، تقسیم قرآن به سی‌جزء و شصت حزب و امثال این مسائل دخل و تصرف در قرآن به حساب نمی‌آید.
بنابراین اگر آیاتی احکام خاصی دارند که روایات بر آن دلالت نموده باشد، مانند آیت‌الکرسی در نماز لیله‌الدفن و یا دو آیه: )وَ ذَالنُونَ إذْ ذَهبَ‌… ( (انبیاء، 87) ؛ )وَ عندَ‌هُ مفاتحُ‌ الغَیبِ… ( (انعام، 59) در نماز غفیله و امثال اینها بر اساس روایات پیروی می‌شود این آیه‌ها را نمی‌توان دخالت نمود. و نیز سیره رسول‌الله (ص) در وقف بر پایان آیه ثابت شود؛ و یا از سجع آیه‌ها اطمینان بر پایان آنها حاصل شود که پذیرفته می‌شود و الا اگر این معیارها ثابت نشود، توقیفی بودن این موضوع به اثبات نمی‌رسد، لذا نمی‌توان گفت حدود آیه‌ها قرآن به طور کلی توقیفی است لیکن به لحاظ ایجاد روش یک دست در شؤون قرائت بهتر است از إعمال نظرهای متفاوت پرهیز شود و به همین صورت که اکنون شماره‌گذاری شده و در بسیاری از نشرها رعایت شده است نگاشته و منتشر شود.

تعداد قرآنهای مرحله سوم

تعداد قرآنهای مرحله سوم

در تعداد قرآنهایی که عثمان استنساخ نمود اختلاف است. برخی تنها چهار عدد نوشته‌اند، که یکی در مدینه و بقیه را به مکه و یمن و بحرین ارسال نمود. (البرهان فی علوم القرآن، ج 1، ص 303) برخی تعداد آنها را شش عدد می‌دانند (وفاء‌الوفا، ص 670) برخی تعداد آنها را هفت عدد عنوان می‌کنند که افزون بر آن شهرها به بصره، کوفه، شام، نیز فرستاده شده است. (اتقان، ج 1، ص 189) تاریخی یعقوبی آنها را نه عدد می‌داند، مصر و جزیره را هم اضافه می‌کند. (تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 64)

تشخیص وحی

تشخیص وحی

با توجه به مبنای صحیح در تحلیل وحی که ویژگی بالاترین مرتبه علم حضوری را دارد، پاسخ شبهات دیگر نیز که افسانه‌ای بیش نیستند در رابطه با وحی روشن می‌شود؛ زیرا این شبه‌ها ناشی از عدم تحلیل صحیح وحی می‌باشد که وحی را در حد اندیشه‌های حصولی و بشری انسان تنزل داده‌اند، آنگاه برخی شبهات را پذیرفته‌اند در واقع اساس وحی را زیر سؤال برده‌اند! اینان در مورد وحی بگونه‌ای اندیشیده‌اند که پیامبر و معارف وحی را همانند سایر آموزه‌های انسانی پنداشته‌ که تردید در آنها روا می‌باشد، به طوری که پیامبر (ص) قادر به تشخیص معارف وحی نمی‌شود سخن فرشته را از سخن شیطان تشخیص نمی‌دهد! الهامات رحمانی را از القائات شیطانی باز نمی‌شناسد! پیامبر وقتی به رسالت رسیده است خود باور ندارد و مطمئن نیست که این مقام چه مقامی است و این معارف از کدامین سو بر او متجلی می‌شود! و افسانه‌های جعلی و بی‌پایه را نیز در این راستا نام می‌برند از جمله داستان ساختگی ورقه بن نوفل و افسانه غرانین را می‌توان یاد کرد.