قرآن در کامپیوتر

دانلود نرم افزار های قرآنی یه صورت رایگان

قرآن در کامپیوتر

دانلود نرم افزار های قرآنی یه صورت رایگان

انگیزه مرحله سوم

انگیزه مرحله سوم

در زمان عثمان حدود پانزده سال از رحلت رسول‌الله (ص) گذشته بود. و فتوحاتی هم بر فتوحات رسول‌الله (ص) افزوده شده بود. و کشورهای بزرگی چون ایران و روم تحت تأثیر قرار گرفته و بسیاری از آنها با ملیت‌های گوناگون و زبانهای متفاوت مسلمان شده بودند. گسترش اسلام از یک سو و وجود زبانها و لهجه‌های گوناگون از سوی دیگر، موجب تشدید اختلاف قرائت از قرآن شده بود. که از زمان خود رسول‌الله (ص) این پدیده عارضی در کنار قرائت اصلی قرآن گرفته بود. در هر صورت در زمان عثمان این موضوع (اختلاف قرائت) گسترش پیدا کرد به گونه‌ای که بعد از فتح ارمنستان و آذربایجان حذیفه یمان با مشاهده قرائت‌ها و لهجه‌های گوناگون از قرآن، هراسان به خدمت خلیفه می‌آید و داد واقرآنا سر می‌دهد و با احساسات تمام، دم از خطر تحریف قرآن می‌زند که اگر به فکر قرآن نباشید، امت اسلامی به سرنوشت یهود و نصاری دچار خواهد آمد. آنگاه عثمان با مشاوره با سران امت اسلامی هیئتی را به سرپرستی زید بن ثابت و متشکل از دوازده نفر تعیین می‌کند که اعضای اصلی آن: سعید بن العاص، زید بن ثابت، عبدالله بن زبیر، عبدالرحمن بن حارث، می‌باشد. این افراد با همکاری اُبیَ‌ بن کعب مالک بن اَبی عامر، کثیر بن افلح، انس بن مالک، عبدالله بن عباس، مصعب بن سعد، عبدالله بن فطیمه شروع به کار می‌کنند می‌باشد. این هیئت مأموریت دارد تا قرآنها را جمع‌آوری کند. از بین آنها یک قرآن به عنوان الگو و امام بنگارند و آنگاه از سوی الگو چندین نسخه استنساخ نموده به شهرهای بزرگ آن زمان بفرستند و قرآنهای دیگر را محو نمایند. (صحیح بخاری، ج 6، ص 226)
انگیزه اصلی از این اقدام از بین بردن قرائت‌های گوناگون از قرآن و ایجاد یک قرائت در بین همه مسلمانان است. تا قرآن از خطرها مصون بماند. خصوصیات این جمع‌آوری این بود که افزون بر ایجاد وحدت قرائت که هدف اصلی بود، سوره‌ها نیز نظم خاصی گرفتند زیرا در جمع‌آوری ابوبکر ترتیب سوره‌ها در نظر نبود، فقط جمع کردن مصاحف در یکجا مدنظر بود. اما در تدوین مرحله سوم سوره‌ها هم نظم خاصی پیدا کردند، همین نظم که اکنون در سوره‌ها وجود دارد یعنی سوره حمد اول و سوره ناس آخرین سوره قرآن به حساب آمد. و به همین جهت برخی از قرآن، با عنوان قرآن عثمانی یاد می‌کنند؛ زیرا نظم آن قرآن تا کنون مطرح است. (التمهید، ج 1، ص 339) بنابراین اگر روایاتی و یا شواهد تاریخی سخن از جمع‌آوری عثمان دارند، منظور این جمع‌آوری است، با شواهد دیگر ناسازگار نخواهد بود. در مورد قرآن عثمان بحث‌هایی مطرح است مانند این که چرا زید بن ثابت را به عنوان مسؤول انتخاب کرد، تعداد نسخه‌های آن قرآنها چند عدد بوده، قرآن را به چه رسم‌الخطی می‌نگاشتند، نظر علی (ع) چه بود، که برخی این محورها را مطرح می‌کنیم.

انگیزه مرحله دوم

انگیزه مرحله دوم

در اواخر سال یازدهم هجری بعد از رحلت رسول‌الله (ص) مسیلمه کذاب که در یمامه ادعای نبوت می‌کرد و اکاذیبی هم به عنوان وحی یافته بود، فتنه‌انگیزی نمود و موجب درگیری هواداران خود با مسلمانان شد. در این جنگ که در زمان ابوبکر اتفاق افتاد تعداد زیادی از دو طرف کشته شدند، از جمله خود مسیلمه به دست وحشی قاتل حمزه سید الشهدا (رضوان‌الله‌علیه)، کشته شد. (تاریخ فتوح ابن اعثم، ج 1، ص 39) و تعداد زیادی از قاریان قرآن نیز که برخی تا هفتاد نفر یاد کرده‌اند کشته شدند. (تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 16)
بعد از این جنگ که تعداد زیادی از قاریان را از مسلمانان گرفت، این خطر مطرح شد که اگر چنین جنگی تکرار شود و تعداد دیگری از قاریان را از جامعه نو پای مسلمانان بگیرد؛ آنگاه خطر تحریف، قرآن را تهدید خواهد نمود. به همین جهت عده‌ای از جمله عمر با اصرار از خلیفه خواستند تا فکری درباره جمع‌آوری قرآن کند. خلیفه هم زیدبن ثابت را که یکی از نویسندگان وحی بود خواست و مأمور این کار کرد و زید هم این عمل را انجام داد، و سوره‌های قرآن را که پراکنده بودند جمع‌آوری نمود و در داخل جلد قرار داد.
شواهد دیگری نیز این عمل ابوبکر را تأیید می‌کند از جمله اینگونه تعبیرات از طریق اهل سنت نقل شده است: «سمعتُ‌ علیاً (ع) یقُولُ اَعظم النّاسِ فی المصاحفِ‌ أجراً اَبوبکْر هْوَ‌ اَوَّلُ‌ من جمعَ‌ کتابَ الله بینَ‌ اللُّوحین». (منتخب کنزالعال. مسند احمد، ج 2، ص 43)؛ «از علی (ع) شنیدم می‌فرمود ابوبکر بیشترین پاداش در مورد قرآن را دارد زیرا وی اولین کسی بود که قرآن را جمع‌آوری نمود».
این قرآن در نزد ابوبکر بود تا هنگام وفات ایشان، آنگاه در نزد عمر قرار گرفت و پس از عمر هم در نزد حفصه دخترش بود که عثمان از ایشان برای استنساخ نسخه اصلی مطالبه نمود. (صحیح بخاری ج 6، ص 226) بنابراین، شواهد روایی یا تاریخی که می‌گوید ابوبکر قرآن را جمع‌آوری نمود مانند: «جمع الْقُرآنَ‌ اَبوبکر فی قَراطیس» (البیان، ص 260) و مانند آنچه اکنون اشاره شد موردش همین کار قرآنی ابوبکر می‌باشد. و هیچگونه تعارضی هم با روایات جمع‌آوری قرآن در عهد رسول‌الله (ص) یا در زمان عثمان ندارد.

انگیزه مرحله اول

انگیزه مرحله اول

چینش و نظم آیه‌ها از یک سو فضا و سیاق سخن را شکل می‌دهد، که در برداشت‌های متفاوت از سیاق سخن تأثیر می‌گذارد. از سوی دیگر تعیین جایگاه جمله‌ها و نظم آنها مشخص می‌کند که هر سوره‌ای چه مقدار از آیه و جمله را در بردارد. که اگر این مقدار از جمله‌ها نظم و ترتیب حاصل نشود، احتمال جابجایی و حذف آنها وجود دارد. برای تحقق این دو محور، آیه‌ها باید در عهد رسول‌الله (ص) و با اشراف حضرت انجام شکل گیرد. اما نظم سوره‌ها هیچ کدام از این دو ویژگی را ندارد و اگر در آن زمان هم انجام نمی‌گرفت، مشکلی پدید نمی‌آمد.
اما نظم آیات به لحاظ نقش در محتوای سخن و نیز سرفصل‌ها و پاراگراف‌ها در تحقق هدفِ: )اِنّا نَحنُ‌ نَزَّلْنا الذِّکْرَ‌ وَ اِنّا لَهُ‌ لَحافظوُ‌ن( (حجر، 9) نقش دارد. ما قرآن را نازل کردیم و ما آن را از هر خطر ایمن می‌داریم. این مرحله از جمع‌آوری از اهمیت ویژه برخوردار است که باید در عهد رسول‌‌الله (ص) دارند مانند: «یا علی اَلْقُرْ‌آنُ‌خَلْفَ‌ فَراشی فی الصُحْفِ‌ وَ الْحریرَ‌ وَ‌ القَراطیس فَخُذُوهُ وَ اجمعْوا وَ لا تُضَیِعوُ‌هُ‌». (بحار، ج 92، ص 92 و ج 89، ص 48. اتقان، ج 1، ص 189) توضیح کوتاهی در این باره گذشت. این که قرآن در صحف و پارچه‌های ابریشمی‌ و کاغذها بوده معلوم می‌شود نگاشته شده بوده است، گرچه سوره‌ها جدا و پراکنده بوده‌اند و مانند: «عن زَیدِ‌ بن ثابت قُبِضَ رَسولُ اللهُ (ص) وَ لَمْ‌ یکُنِ‌الْقُرْ‌آنُ جْمعَ‌ فی شَیْ‌ءٍ» (اتقان، ج 1، نوع 18، ص 181)؛ «رسول‌الله (ص) در حالی رحلت نمودند که قرآن در چیزی جمع نشده بود» نه این که جمع‌آوری نشده بود مفاد این تعبیر این است که سوره‌های قرآن جدا جدا جمع‌آوری شده بودند در درون چیزی قرار نگرفته‌اند. و نیز: «عن زَیدِ‌ بنِ‌ ثابِتْ‌ کُنّا عنْدَ‌ رَسوُ‌لِ الله (ص) نُؤُ‌لفَ‌ الْقُرْ‌آنَ منَ‌ الرّ‌قاعِ» (البرهان، ج 1، ص 292. از مستدرک حاکم)؛ «در نزد رسول‌الله (ص) که بودیم قرآن را از پوستها جمع‌آوری می‌کردیم».
و تعبیراتی که داشت: «خُذُوا الْقُرْ‌آنَ منَ‌ أرْبعهٍ‌ منْ‌ عبدِ‌ الله بنِ مسعْودِ، سالمْ‌، معاذِ، وَ اُبیّ‌ بنِ کعب» و مانند: «من جمعَ‌ الْقُرْ‌آنَ علی عهدِ‌ النّبی، قالَ‌ أرْ‌بعهٌ‌ کُلُّهْمُ‌ منَ‌ الأنْصارِ» که شرح آن گذشت. این شواهد به خوبی دلالت دارند که در عهد رسول‌الله (ص) قرآن نگاشته می‌شده است.

افسانه ورقة بن نوفل

افسانه ورقة بن نوفل

خلاصه این داستان که در کتاب‌های علوم قرآن به خصوص اهل سنت راه پیدا کرده، این است که وقتی اولین تجلی ملکوتی وحی در جبل‌النور در غار حرا به رسول‌الله (ص) آشکار شد، حضرت از بالای کوه پایین آمدند، حالت‌هایی که به او دست داده بود و سخنانی که می‌شنید نمی‌دانست چه کسی با او سخن می‌گوید و حالت خود را تشخیص نمی‌داد، وقتی به خانه بازگشت همسرش خدیجه، حال مضطرب و لرزان او را مشاهده کرد و از خصوصیات او پرسید. در نهایت نه حضرت و نه خدیجه نتوانستند موقعیت پیامبر را تشخیص دهند! و چون ورقه بن نوفل یک عالم مسیحی و پسرعموی خدیجه بود، به پیش او رفته و شرح حال حضرت را بازگو نمودند ورقه هم از ویژگی‌های او جویا شد که اگر این چنین باشد القاء شیطانی، اگر آن چنان باشد نبوت رحمانی است. آنگاه وقتی قراین و شواهدی که ورقه گفته بود به عنوان نشانه‌های نبوت در رسول‌الله (ص) مشاهده شد، مطمئن شدند که به مقام رسالت مبعوث شده است!! (صحیح بخاری، ج 1، ص 3، صحیح مسلم، ج 1، ص 97، سیره ابن هشام، ج 2، ص 73، التمهید، ج 1، ص 78)

افسانه غرانیق

افسانه غرانیق

مشابه این داستان، افسانه غرانیق است که رسول‌الله (ص) از این که وحی الهی بین او و اقربای کافرش جدایی افکنده بود ناراحت بود! و امیدوار بود که آیه‌ای نازل شود موجب التیام و همدلی با اقوام او گردد. در هنگامی که سوره نجم نازل می‌شد و حضرت آن را تلاوت می‌نمود به این آیه‌ها که رسید: )اَفَراَیتُم اللاّت وَ الغُریَ وَ مناتَ الثالثَه الاُخری( ؛ «ای مشرکان آیا دو بت بزرگ لات و عزی را دیدید، آیا سومین بت، منات را دیدید».
شیطان به صورت حیوانی سفید بر او ظاهر شد و این جمله را اضافه کرد: )تلک الغَرانیق العلی وَ‌ اِنَّ شَفاعتُهن‏‎ لَتَرجی( ؛ «اینها سفیدپوشان بلندمرتبه هستند که امید شفاعت آنها می‌رود».
حضرت هم این جمله‌ها را قرائت کرد آنگاه سوره را ادامه دادند! مسلمانان و نیز مشرکان مکه از این موضع‌گیری خوشحال شده و سجده می‌کردند! (تفسیر طبری، ج 173، ص 131. در المثور، ج 4، ص 194 و تمهید، ج 1، ص 85. توضیح: غرانیق به پرندگان سفید و در اصل پرندگان سفید دریایی گفته می‌شود. در اینجا بت‌های مشرکان به پرندگان سفید و زیبا تشبیه شده است). باور نمودن این افسانه‌ها در مورد وحی ناشی از عدم آگاهی به ویژگی‌های وحی و رسالت است. که پیامبر در عرصه نبوت شک می‌کند که پیامبر شده یا نه آنگاه به تأیید یک عالم نصرانی مطمئن می‌شود که پیامبر شده است!. و یا پیامبر القائات شیطان را از الهامات رحمان تشخیص نمی‌دهد. در لابلای آیه‌های قرآن آیه‌های شیطانی را قرائت می‌کند! افسانه بودن این داستانها آشکار است و هیج مسلمانی با شناختی که از نبوت و مقام وحی دارد به این افسانه‌ها توجه ندارد گرچه اینها بهانه دست مستشرفان معاند و بهانه‌جویی قرار می‌دهد و باعث خورده‌گیری به اسلام و رسول‌الله (ص) می‌گردد. برای زدودن این تهمت، بر علمای اهل سنت است که این افسانه‌ها را از باورهای خویش تطهیر کنند. و بهانه به دست دشمنان اسلام و قرآن ندهند. عرصه وحی تردید بردار نیست تا کسی در مقام نبوت خودش شک کند یا القائات را با وحی به اشتباه بگیرد. آنجا آشکاری و آگاهی محض است هیچ چیز به چیز دیگر مشتبه نمی‌‌شود. راه‌های دریافت وحی بسیار مطمئن است که هیچگونه راه نفوذ شیطان و یا بروز نسیان و اشتباه در آن راه ندارد.

استدلال به آیه‌های قرآن

استدلال به آیه‌های قرآن

در عین حال بعد از اثبات قرآن با دلیل تواتر، به آیه‌های قرآن نیز برای اثبات صیانت قرآن می‌توان استدلال نمود، از جمله آیه حفظ که می‌فرماید: ) اِنّا نحنُ‌ نَزَّلْنا الذِّکْرَ‌ وَ اِنّا لَهُ‌ لَحافظوُ‌ن( (حجر، 9)؛ «ما قرآن را نازل کردیم و ما آن را از هر خطر حفظ می‌کنیم».
وعده‌ الهی اجتناب‌ناپذیر است. و کسی در برابر اراده الهی نمی‌تواند ایجاد خلل نماید. و نیز آیه مبارکه نفی باطل: ) وَ اِنَّه لَکتابٌ عزیز لا یاتیهِ‌ الباطل من بینَ‌ یدَ‌یهِ‌ و لا من خَلفهِ‌(؛ «کتابی است نفوذ ناپذیر، باطل از هیچ جانبی به سوی آن راه ندارد و مسلم تحریف باطل است که ساحت قرآن از آن منزه است».
و نیز حدیث شریف ثقلین که قرآن و عترت را دو میراث رسول‌الله (ص) معرفی می‌کند. و دستور به پیروی از این دو می‌دهد،‌ گواه بر صیانت قرآن از هرگونه باطل و تحریف می‌باشد. زیرا اگر تحریف در آن راه پیدا می‌کرد، رسول‌الله (ص) به صورت مطلق و فراگیر امر به پیروی از آن نمی‌نمود. و نیز روایاتی که در ناسازگاری روایات با قرآن، قرآن را محور قرار می‌دهد، که روایات را به قرآن عرضه نمایید، آنچه با قرآن ناسازگار بود باطل است دلیل بر حق مداری قرآن و بی‌پیرایگی آن از هرگونه باطل است و همچنین آخرین وحی بودن قرآن دلیل بر صیانت آن است. زیرا اگر آخرین سبحای رخت بر می‌بندد و افزون بر اینها اعجاز قرآن که سخن گفتن همانند قرآن را بر بشر ناممکن می‌کند دلیل بر صیانت قرآن از تحریف به زیاده است. اینها دلیل‌هایی است که افزون بر تواتر قرآن می‌توان بر صیانت قرآن ارائه نمود.

اسباب نزول

اسباب نزول

اما شناخت حوادثی که نزول برخی آیه‌ها را به دنبال داشته است که از آنها به شأن نزول یا اسباب نزول آیه‌ها یاد می‌شود، مخاطب را با فضا و تناسب سخن بیشتر آشنا می‌کند. تعداد این حوادث را حدود چهارصد و شصت و پنج مورد شمرده‌اند (نامه مفید، شماره 8، ص 63) البته صحت همه آنها مورد تردید است لذا اکثر آیه‌های قرآن بدون اینگونه پیشینه‌ها نازل شده‌اند. اما برخی آیه‌ها در اثر بروز حادثه‌ای در فضای خاصی نازل شده است. در اینگونه موارد آگاهی به خصوصیات آن حادثه کمک شایانی به شناخت فضای خاص آن آیه‌ها می‌کند و مفسر بهتر می‌تواند تناسب سخن قرآن را درک کند. مانند آیه‌های افک: )اِنَّ الَّذینَ‌ جاؤوا بِالإفْکِ‌ عُصْبهٌ‌ لَّکُمْ‌ لا تَحسبْوهُ شَرّ لَکُمْ‌ بلْ‌ هْوَ‌ خَیرٌ‌ لَّکُمْ‌( (نور، 11)؛ «آنانکه افک و بهتان آوردند و گروه هم‌پیمان و مصمم بودند گمان نکنید کار آنها بر ضرر شماست، بلکه موجب خیر و رشد فکری شما می‌باشد».
شأن نزول آیه در مورد حادثه‌ای است که در جنگ بنی مصطلق برای عایشه همسر رسول‌الله‌ (ص) اتفاق افتاد. ایشان برای انجام کارهای شخصی از جمعیت همراه دور می‌شوند. وقتی برمی‌گردند مسلمانان از آن مکان حرکت کرده بودند، از همراهان جدا می‌افتند. مردی از راه می‌رسد با کمال ادب وی را همراهی می‌کند تا به همراهان و رسول‌الله (ص) می‌رساند. این حادثه باعث می‌شود که صفوان‌بن المعل السلمی و برخی دیگر زمینه را مساعد دیده به ایشان تهمت بزنند که جریان بسیار مفصل است. (مجمع‌البیان، ج 7، ص 130) و چون موضوع از اهمیت بالا برخوردار بود و همسر رسول‌الله (ص) و بیت وحی به ناحق در معرض اتهام است. قرآن وارد عمل می‌شود و دامن وی را از این اتهام تطهیر می‌‌کند که این افک و بهتان است البته این رخداد برای جامعه اسلامی از یک جهت سبب خیر است نه باعث شرّ؛ زیرا وقتی بررسی و تحقیق شد معلوم شد دامن همسر رسول‌الله (ص) پاک است. واین پیام را همراه دارد که جامعه هر خبر را نباید بپذیرد باید رشید و بالنده باشد و در مورد شنیده‌های خود تحقیق کنید. تا شایعه نتواند بیماری روانی ایجاد کند و موجب اضطراب جامعه گردد و مانند آیه‌های اول سوره تحریم: )یا اَیْها النبیُ‌ لَمْ‌ تَحرِمْ‌ ما اَحلَّ اللهُ لَکَ‌ تَبتَغی مرْ‌ضاتِ اَزْواجکَ‌(؛ «ای پیامبر؛ از چه جهت برای جلب رضایت همسرانت برخی مباح‌ها را بر خویش ممنوع می‌کنی».
حادثه‌ای که در مورد حضرت با همسرانش اتفاق افتاد و حضرت برای جلب نظر همسرش با خود عهد کرد برخی ‌مباح‌ها را بر خود ممنوع کند و خود را به زحمت اندازد. (مجمع‌البیان، ج 10، ص 314) آیه مبارکه می‌فرماید نیازی نیست برای جلب نظر آنان خود را به زحمت افکنی. شأن نزول‌ها می‌تواند در فهم مراد آیه کمک کند که تحریم رسول‌الله (ص) تحریم یک حکم از جانب خویش نبود که حلالی را حرام کرده باشد. و مانند: )وَ علیَ‌ الثَلایهِ‌ الَّذینَ‌‌خُلِّفوُ‌ا حتی اِذا ضاقَتْ علَیهِمُ‌ الأرْضُ بِما رَحْبتْ‌( (توبه، 118)؛ «آن سه نفر متخلفی که زمین با همه پهناوریش بر آنها تنگ شد».
که در مورد سه نفر به نام‌های کعب بن مالک، مراره بن ربیع، و هلال بن امیه نازل شده است این سه نفر از شرکت در جنگ تبوک سرپیچی کردند.. حضرت آنها را تنبیه کرد و هیچ کس حق ارتباط با آنها را نداشت حتی همسران و خانواده‌ آنان با آنها قطع رابطه کردند به نوعی که عرصه بر ‌آنها تنگ شد از شهر بیرون رفتند، پنجاه روز در بیابان ماندند و توبه و انابه کردند تا آیه نازل شد که توبه آنان پذیرفته است. (مجمع‌البیان، ج5، ص 79) آشنایی با خصوصیات این حوادث آشنایی با فضای سخن قرآن است و نکته اساسی که باید به آن توجه کرد. نکات دیگری نیز در این راستا باید مورد توجه قرار گیرد:
نخست این که شأن نزول‌ها آمیخته با برخی مسائل ضعیف و گاهی خرافی و خلاف واقع می‌باشد، باید حوادثی که به عنوان شأن نزول عنوان شده تحقیق و بررسی می شود.
دو دیگر این که شأن نزول فضای سخن را جهت می‌دهد. پیام سخن را اختصاص نمی‌دهد. لذا شأن نزول مخصص و پیام وخطاب عام آیه نمی‌باشند، آشنایی با فضای سخن است و تنها جری و تطبیق است یعنی مصداق برای یک حکم و پیام کلی است که صدها مصداق دیگر می‌تواند داشته باشد.
سه دیگر این که این چنین نیست که اگر آن حادثه اتفاق نمی‌افتاد پیام قرآن و آن آیه‌ها نازل نمی‌شدند. بلکه معارف و احکام که برای سازندگی جامعه رهنمود است اگر آن شأن نزول‌ها هم نبود به نوع دیگر در فضای دیگر نازل می‌شدند.
چهار دیگر این که برخی شأن نزول‌ها اختصاصی است و آیه گرچه از جهات دیگر پیام برای همگان داشته باشد لیکن اختصاصی به مقام و موقعیت خاص دارد.

آغاز بعثت

آغاز بعثت

همانگونه که در مورد اولین آیه‌ها نازل شده دیدگاه‌های گوناگون وجود دارد، درباره آغاز بعثت رسول‌الله (ص) نیز اختلاف است. معروف در اعتقاد شیعه که برخی شواهد روایی نیز آن را تأیید می‌کند این است که آغاز بعثت رسول‌الله (ص) در روز بیست و هفتم ماه رجب چهل سال بعد از عام‌الفیل بوده‌ است. حتی در روایات برای این روز به همین اعتبار احکام خاصی بیان شده است:
«عن الصادِق (ع) فی الیومِ السابِع وَ العشرونَ من رَجب نَزَلَت النبوتُ علی رسولِ‌الله (ص) لا تَدع صیامَ‌ یومِ‌ السبع وَ‌ عشرین فَإنَّه یومُ‌ الذی نَزَلَت فیه النبوت علی محمدٍ (ص)» (بحار، ج 18، ص 189)؛ «از روزه بیست و هفتم رجب غافل مباش که این روز روزی است که رسالت بر رسول‌الله (ص) نازل شده است».
«عنِ الرِضا (ع) بعثَ‌ اللهُ عزَّ وَ جلّ، محمداً رَحمه للعالَمین فی سبعَ‌ وَ‌ عشرینَ‌ من رَجبِ فَمن صامَ ذالکَ‌ الیومُ اللهُ‌ لَهُ‌ صیامَ ستینَ‌ شَهراً» (کافی، ج 8، ص 149. وسائل الشیعه، ج 7، ص 329)؛ «از امام رضا (ع) نقل شده است که خدای سبحان محمد(ص) را به عنوان رحمت برای همه انسان‌ها در روز بیست و هفتم ماه رجب به رسالت مبعوث کرد. هر کس این روز را روزه بدارد خدای سبحان ثواب شصت ماه روزه را بر او اعطا می‌کند».
برخی روایات اهل سنت نیز همین دیدگاه را تأیید می‌کند. از ابو هریره: «من صامَ یومَ سبعَ‌ وَ عشرینَ‌ من رَجبِ‌ کَتَبَ‌ اللهِ تَعالی صیام ستینَ‌ شَهراً وَ‌ هوَ‌ الیوم الَّذی نَزَلَ فیهِ‌ جِبرِئیل علی النّبیءِ (ص)» (التمهید، ج 1، ص 107)؛ «هر کس روز بیست و هفتم ماه رجب را روزه بگیرد ثواب شصت ماه روزه دارد. در این روز جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شده است».
از سلمان فارسی (رحمت‌الله) نیز نقل می‌کنند: «فی رَجبِ‌ یومٌ وَ لَیله و هوَ‌ لثلاثِ‌ بِقَین من رَجبٍ فیهِ‌ بعثَ‌ اللهُ محمداً (ص)» (همان)؛ «در ماه رجب شب و روزی است که سه روز به آخر ماه مانده که در آن روز خدای سبحان محمد را به رسالت مبعوث نموده است».
دیدگاه دوم که یعقوبی آن را انتخاب می‌کند این که آغاز بعثت رسول‌الله (ص) دوازدهم ربیع‌الاول می‌باشد که بر این دیدگاه دلیل ذکر نشده است تنها نقل تاریخ یعقوبی است. (تاریخ یعقوبی، ج 1، ص 341)
دیدگاه سوم که معروف در اعتقاد اهل سنت است و شواهد قرآنی را بر آن تطبیق می‌کنند این که آغاز بعثت رسول‌الله (ص) بیست و چهارم و یا بیست و هشتم ماه رمضان است، دلیل این دیدگاه را آیه‌ها قرآن که دلالت می‌کنند قرآن در ماه رمضان نازل شده است قرار داده‌اند، مانند: )شَهرُ‌ رَمضانُ الَّذی اُنزِلَ فیهِ‌ القُرآنَ( (بقره، 185)؛ «ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن نازل شده است».
سؤالاتی در پیرامون این استدلال مطرح است که اگر آن سؤال‌ها بی‌جواب بماند؛ این دیدگاه قابل دفاع نخواهد بود. آنگاه بهترین دیدگاه همان دیدگاه اول است که آغاز بعثت، بیست و هفتم ماه رجب می‌باشد.

آخرین سوره

 

از محتوای برخی سوره می‌توان اطمینان حاصل نمود که در اواخر رسالت رسول‌الله (ص) نازل شده‌اند مانند سوره نصر، سوره توبه و سوره مائده و … لیکن از درون سوره نمی‌توان این نکته را به دست آورد که فلان سوره آخرین سوره می‌باشد. لذا برای تشخیص آخرین سوره باید به شواهد روایی و تاریخی رجوع نمود و شواهد روایی در این رابطه متفاوت است برخی دلالت دارند آخرین سوره که به صورت کامل نازل شد توبه است: «آخَرُ‌ سورَهٍ‌ برائَت» (در‌المنثور، ج 3، ص 208) برخی از شواهد دلالت دارد آخرین سوره مائده است: «عایشَه یا جْبیر تَقْراُ سورَهَ‌ المائدهَ‌ فَقُلْتُ نَعمْ‌ فَقالَتْ‌ اَما اَنَّها آخَرُ‌ سورَهٍ‌ نَزَلَتْ‌ فَما وَجدْ‌تُم فیهِ‌ منْ‌ حلالٍ بِاستَحلوُ‌هُ وَ ما وَجدْ‌تُمْ‌ منْ‌ حرامٍ فَحرِموُ‌هُ». (همان)
سوره مائده آخرین سوره‌ای است که نازل شده است هر حکم حلالی در آن مشاهده کردید حلال بدانید (نسخ‌ نشده است) و هر حکم حرامی در آن دیدید حرام بدانید. از عبدالله بن عمر نیز نقل شده که آخرین سوره مائده و فتح می‌باشد: (درالمنثور، ج 2، ص 252) «عنْ‌ علی (ع) وَ کانَ آخَرُ‌ ما نَزَلَ سورَهُ‌ الْمائدهِ‌ نَسخَتْ ما قَبلَها وَ لَمْ‌ ینْسخْها شَیءٌ» (همان، ج 1، ص 582)؛ «از علی (ع) نقل شده است آخرین سوره مائده بوده است که چیزی از آن نسخ‌ نشده است».
و نیز برخی روایات دلالت دارند که آخرین سوره، سوره نصر است: «عن الرِضا (ع) اِنَّ اَوَّلَ مانَزَلَتْ‌ بِسمِ الله الرحمنِ الرحیمِ، إقرأ بِاسمِ رَبکَ‌ الَّذی خَلَق. وَ‌ آخَرُ‌ سورَهٍ نَزَلَتْ إذا جاءَ نَصْرُ‌ اللهِ» (همان، ج 5، ص 690)؛ «از امام رضا (ع) نقل می‌کنند که اولین سوره علق و آخرین سوره نصر است».
از ابن عباس هم نقل شده که آخرین سوره‌ای که یکجا نازل شده است سوره نصر است و: «آخَرُ‌ سورَهٍ نَزَلَتْ‌ منَ‌ الْقُرآنِ جمیعاً إذا جاءَ‌ نَصْرُ‌ اللهِ وَ الْفَتْحِ». (همان، ج 6، ص 407) با توجه به این که سوره مائده یکجا نازل نشده است می‌توان گفت شواهد روایی، تاریخی که می‌گویند سوره برائت یا سوره نصر آخرین سوره است ناسازگاری با روایاتی که دلالت دارند مائده آخرین سوره است ندارد، زیرا منظور آنها از آخرین سوره آخرین سوره‌ای است به صورت کامل نازل شده است و منظور این روایات آخرین سوره‌ای که قطعه قطعه نازل شده است مائده می‌باشد. لذا بر اساس شواهد آخرین سوره که نازل شده سوره مائده است و محتوای سوره که سخن از «الیوم‌ها» دارد و نیز موضوع تعیین رهبری در روزهای آخر عمر رسول‌الله (ص) خود نیز شاهد بر این نکته خواهد بود. گرچه آخرین سوره‌ای که به صورت کامل نازل شده سوره نصر باشد.

آخرین آیه‌

 

شواهد بسیاری با مضمون متفاوت از طریق اهل سنت در مورد آخرین آیه وارد شده است برخی شواهد دلالت دارند «آیه کلاله» آخرین آیه سوره نساء آخرین آیه است «عنِ‌ البراءِ قالَ آخَرُ‌ آیهٍ‌ نَزَلَتْ خاتمهٌ‌ سوُ‌رَهُ النساءِ یستَفْتوُ‌نَکَ‌ قُلْ‌ اللهِ یُفْتیکُمْ‌ فی لْکَلالَهِ‌» (درالمنثور، ج 2، ص 251) برخی شواهد می‌گویند آخرین آیه، آیه رِباست: )عنِ ابنِ عباسِ آخَرُ‌ آیهٍ‌ نَزَلَتْ آیهَ‌ الرّ‌با( (بقره، 278)
برخی آخرین آیه را آیه: )وَ ما اَرْسلْنا منْ‌ قَبلکَ‌ من رَسوْلٍ( دانسته‌اند و برخی دیگر آخرین آیه را:  )وَ اتَّقوا یوماً ترجعون فیه الی الله( (بقره، 281) یاد کرده‌اند.
برخی دیگر آیه: )لَقَدْ‌ جائَکُم من اَنْفُسکُم( (توبه، 128) را گفته‌اند. در برخی روایات از طریق شیعه گفته شده آخرین فریضه‌ای که نازل شده است ولایت است: «عنْ‌ اَبی جعفَرٍ (ع): کانَتِ‌ الْفَریضَهٍ فَکانَتِ‌ الْوِدایهُ‌ آخَرُ‌ الْفَرائض فَأنْزَلَ اللهُ عزّ وَ جلَّ اَلْیوْ‌مُ اَکْملْتُ لَکُمْ‌ دینَکُمْ‌» (نورالثقلین، ج 1، ص587)؛ «هر فریضه بعد از فریضه نازل می‌شد که تا این که آیه آخرین فریضه». آیه: )اَلْیوْ‌مُ اَکْملْتُ لَکُمْ‌ دینَکُمْ‌( نازل شد.
در مورد دیدگاه‌های اهل سنت خود آنها هم قبول ندارند اینها روایت باشند لذا مانند قاضی ابوبکر و نیز زرکشی می‌گویند اینها گمانی بیش نیستند. (البرهان فی علوم‌القرآن، ج 1، ص 268) و چون بعد از آیه ولایت آیه‌های دیگری نازل شده است و این آیه آخرین آیه نبوده است می‌توان گفت آخرین آیه همان «کلاله» است که مشهور است و دلیل بر مخدوش بودنش هم نیست.