X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

قرآن در کامپیوتر

دانلود نرم افزار های قرآنی یه صورت رایگان

گامهای بلند

گامهای بلند

اهداف ماجرا جویانه 

 

ونوسی ها و مریخی ها

مردان مریخی و زنان ونوسی :

دو اشتباه بزرگ و مهم ونوسی ها و مریخی ها


همه ما در عمق وجودمان موهبتی استثنایی داریم و می توانیم تفاوت ایجاد کنیم ودیگران را به روشی خاص تحت تاثیر قرار دهیم وقادریم دنیای بهتری بسازیم .

اعمالی مهمند که همیشه در زندگی انجام می دهیم نه اعمالی که گاهی اوقات انجام می دهیم .

عاملی که جهت زندگی ما را تعیین می کند عبارت است از تصمیمات در این دقایق از زندگی .

تصمیمات ما ست که سرنوشت ما را تعیین می کند نه شرایط زندگی ما .

یک تصمیم می تواند دریچه های زندگی را به روی اندوه یا شادی سعادت یا تنگدستی  مصاحبت یا تنهایی عمر طولانی یا مرگ زود رس باز کند .

موفقییت ناشی از قضاوت صحیح است . قضاوت صحیح ناشی از تجربه است .تجربه ناشی از یک قضاوت نادرست است .

موفقییت و شکست معمولا ناشی از یک رویداد واحد نیستند شکست می تواند حاصل غفلت از یک تماس تلفنی – کوتاهی در پیمودن راهی اضافه تر یا گفتن دوستت دارم باشد .

همانطور که شکست می تواند به دنبال زنجیره ای از این تصمیمات کوچک حاصل شود .

موفقییت از ابتکار عمل و پیگیری آن ...پشتکار ...ابزار آشکارای عمق عشقی که در وجود مان نهفته است سر چشمه می کیرد .

اقدام ساده ای که امروز می توانید با انجام آن یک حرکت جدید به سوی موفقییت را در زندگی آغاز کنیدچیست؟

افراد موفق معمولا سریع تصمیم می گیرند وموفقییتهای کاملا حساب شده را به ندرت از دست می دهند و بلعکس

افرادی که شکست می خورند معمولا به کندی تصمیم می گیرند و زیاد تغییر عقیده می دهند .

گامهای بلند

همه ما در عمق وجودمان موهبتی استثنایی داریم و می توانیم تفاوت ایجاد کنیم ودیگران را به روشی خاص تحت تاثیر قرار دهیم وقادریم دنیای بهتری بسازیم .

اعمالی مهمند که همیشه در زندگی انجام می دهیم نه اعمالی که گاهی اوقات انجام می دهیم .

عاملی که جهت زندگی ما را تعیین می کند عبارت است از تصمیمات در این دقایق از زندگی .

تصمیمات ما ست که سرنوشت ما را تعیین می کند نه شرایط زندگی ما .

یک تصمیم می تواند دریچه های زندگی را به روی اندوه یا شادی سعادت یا تنگدستی  مصاحبت یا تنهایی عمر طولانی یا مرگ زود رس باز کند .

موفقییت ناشی از قضاوت صحیح است . قضاوت صحیح ناشی از تجربه است .تجربه ناشی از یک قضاوت نادرست است .

موفقییت و شکست معمولا ناشی از یک رویداد واحد نیستند شکست می تواند حاصل غفلت از یک تماس تلفنی – کوتاهی در پیمودن راهی اضافه تر یا گفتن دوستت دارم باشد .

همانطور که شکست می تواند به دنبال زنجیره ای از این تصمیمات کوچک حاصل شود .

موفقییت از ابتکار عمل و پیگیری آن ...پشتکار ...ابزار آشکارای عمق عشقی که در وجود مان نهفته است سر چشمه می کیرد .

اقدام ساده ای که امروز می توانید با انجام آن یک حرکت جدید به سوی موفقییت را در زندگی آغاز کنیدچیست؟

افراد موفق معمولا سریع تصمیم می گیرند وموفقییتهای کاملا حساب شده را به ندرت از دست می دهند و بلعکس

افرادی که شکست می خورند معمولا به کندی تصمیم می گیرند و زیاد تغییر عقیده می دهند .

مشخص کردن رویا ها به طور دقیق مرئی کردن چیزی ست که نمی بینیم.

تنها محدودیتی که برای رسیدن به آنچه که می خواهیم وجود دارد میزان توانایی ما در دقت تعیین آن است .

شفاف سازی رویاها و برنامه ریزی برای دستیابی به آنها مساوی با موفقییت در اینده نزدیک .

همه ما حرفهایی داریم خواه از آن آگاه باشیم خواه نا آکاه .این اهداف هرچه باشند تاثیر اساسی در زندگی ما دارند .

رمز آزاد سازی قدرت واقعی مان در تعیین اهدافی نهفته است که در ما ایجاد هیجان کند و الهام بخش خلاقیت ما بوده

ایجاد شور و شوق کند .

هر چه که ارزش دنبال کردن دارد با فکر بکر باید پیگیری کنیم .پس از آن هدفی را که بیشترین هیجان را در ما ایجاد می کند

چیزی که ما را صبح زود از خواب بیدار می کند وتا دیر وقت بیدار نگه می دارد انتخاب کنیم .موعدی را برای دستیابی به ان تعیین کنیم و دلیلی برای دستیابی به آن بیاوریم .بعد ببینیم آیا به اندازه کافی ارزش دارد که مارا به مبارزه وادارد ؟

وادارمان کند که فرا تر از قید و بند هایمان پیشروی کنیم؟ آیا می تواند پتانسیل مارا آشکار کند ؟


.

قسمتی از مغز ما مسئول نمایش همه اطلاعات به غیر از بخشی است که برای بقا و موفقیت ما اهمیت دارد.

هرگز به آن قسمت از مغزمان که می تواند به ما در تحقق رویاهایمان کمک کند توجهی نمی کنیم و آن را به کار نمی گیریم فقط به این دلیل که اهداف خود را آشکارا مشخص نکردهایم و به مغز خود یاد نداده ایم که چه چیزی مهم است .

هر زمان که این کار را انجام دهیم سیستم فعال سازی شبکه ای (آر ای اس ) خود را راه اندازی کرده ایم .

این قسمت از مغز ما به منزله یک آهن ربا هر گونه اطلاعات یا فرصتهای موثر در دستیابی هر چه سریع تر به اهدافمان را به خود جذب می کند .

راه اندازی این سوئیچ قدرتمند عصبی می تواند زندگی مارا عملا در آینده نزدیک دگر گون کند .

راهکارهایی برای تعیین هدف ( برنامه ریزی آر اسی اس )

1-متعهد شویم که در هر روز ده دقیقه از وقت خود را برای تعیین اهداف چهر روز بعد ی صرف کنیم

(این اهداف را در یک دفتر جلد سخت بطور دائم یاد داشت کنیم )

2-در الی که مشغول تمرین تعیین اهداف هستیم دائما از خود سوال کنیم که : اگر می دانستم  می توانستم به هر چیزی که بخواهم برسم . اگر می دانستم که در زندگی چه می خواستم شکست نمی خوردم .

اهداف پیشرفت شخصی ( روز اول )

حس فردی خوب و غنی بودن اساس هر موفقیتی را در زندگی مان تشکیل می دهد .

1-پنج دقیقه را صرف بررسی تمامی امکانات کنیم :دوست داریم چه چیزی یاد بگیریم ؟

چه مهارتهایی باموزیم ؟چه خصوصیات فردی را در خود پرورش دهیم ؟

دوستان ما چه کسانی خواهند بود ؟ما چه کسی خواهیم بود ؟

2-به هریک از اهداف خود زمانی را اختصاص دهیم .

3-مهمترین هدف خود را مشخص کنیم .

دقیقا مشخص کنیم که چرا می خواهیم در طی این مدت به این هدف برسیم .

اهداف اقتصادی

1-پنج دقیقه را صرف همه امکانات کنیم : چه قدر پول می خواهیم جمع کنیم ؟

دوست داریم چه موقییتی در حرفه خود داشته باشیم ؟

دلمان می خواهد در سال چقدر درآمد داشته باشیم ؟

چه تصمیماتی را از لحاظ مالی باید بگیریم ؟

2--به هر یک از اهداف خود زمانی را اختصاص دهیم .

3--مهمترین هدف خود را در مدت زمان معیین مشخص کنیم .

4-در مدت تعیین شده مشخص کنیم که چرا می خواهید به این هدف برسیم .

اهداف ماجرا جویانه

اگر هیچ محدودیت مالی نداشتیم چه چیزهایی را دوست داشتیم تجربه کنیم ؟

اگر یک غول چراغ در انتظار دستور مابود چه آرزویی می کردیم ؟

1-پنج دقیقه صرف همه امکانات کنیم :دوست داریم چه چیزی بسازیم یا بخریم ؟ در چه مسابقاتی شرکت می کنیم ؟

چه ماجراجویی هایی را دوست داریم تجربه کنیم ؟

2-به هر یک از اهداف خود زمانی را اختصاص دهیم .

3-مهمترین هدف خود را در مدت معیین تعیین کنیم .

4-تعیین کنیم مه چرا در این مدت می خواهیم به این هدف برسیم ؟

اهداف کمک به مردم

با این فرصتی که در اختیار داریم نشانی از خود به جای بگذاریم و یاد بودی که تغییری در زندگی مردم ایجاد کند .

1-پنج دقیقه را صرف همه امکانات کنیم .چه طور می توانیم کمک کنیم ؟به چه چیزی یا به چه کسی می توانیم کمک کنیم

چه می توانیم خلق کنیم ؟

2-به هر یک از اهداف خود زمانی را اختصاص دهیم .

مهمترین هدف خود را در مدت معین تعیین کتیم .

4-تعیین کنیم که چرا در این مدت می خواهیم به این هدف برسیم .

هیچوقتهدف خود را بدون انجام چند اقدام مثبت رها نکنیم .

اولین اقدامات را برای رسیدن به هدفمان تعیین کنیم .

کوچکترین اقدام مثل یک تماس تلفنی می تواند ما را به هدفمان نزدیکتر کند .

ایجاد زنجیره عادتها و حرکات وقفه ناپذیر می تواند موفقییت ما را تضمین کند .

             داشتن چرایی قوی چه طور لازم را در اختیار ما قرار می دهد .

            رمز رسیدن به اهدافمان شرط سازی ذهنی ست

            اهدافمان را در طول روز حداقل دو بار مرور کنیم و آنها را در جایینصب کنیم تا ببینیم .

باید به یاد داشته باشیم که به هر چیزی که دائم به آن فکر کنیم و روی آن تمرکز داشته باشیم خواهیم رسید .

این یک راه ساده ولی مهم برای برنامه ریزی  آر ای اس مان برای رسیدن به موفقییت است .

اگر اولین قدم ما برای دستیابی به اهدافمان بی ثمر بود هرگز نباید آن را رها کرد و به کار دیگری مشغول شد .

نیروی پشتکار که ارزشمند ترین عامل تعیین کننده کیفیت زندگی ست می تواند حتی استعداد را نیز تحت الاشعاع

قرار دهد .

هیچکس تا کنون صرفا به خاطر داشتن علاقه به هدف نرسیده است .

ناکامیهای کوتاه مدت می توانند بینش و امتیازات لازم  برای کسب موفقییتهای بزرکتر در آینده را در اختیارما بگذارند .

                 همه افراد موفق آگاهانه یا نا آگاهانه از روشهای مشابه استفاده می کنند :

1-تصمیم می گیرند چه می خواهند ( دقت شفافیت قدرت است )

2-عمل می کنند چون خواستن به تنهایی کافی نیست .

3-انرژی خود را صرف کارهای بیهوده نمی کنند .

4-شیوه خود را آنقدر تغییر می دهند تا به آنچه که می خواهند برسند.( انعطاف پذیری باعث قدرت خلق شیوه های جدید

و نتایج جدید می شود . ) ارزش واقعی یک هدف در چیزی است که از ما یک انسان می سازد و اوج پاداش آن برای ما

همان تغییراتی ست که به عنوان یک انسان در ما ایجاد می کند .

تفاوت عظیمی بین موفق شدن برای شادی و با شادی موفق شدن وجود دارد .

اگر در زندگی برای رسیدن به اهداف بیشترین لذت را نمی بریم سریعا باید در شیوه های خود تغییر ایجاد کنیم .

همه ما به حس مداوم رشد عاطفی و روانی نیاز داریم .این غذای مورد نیاز روحمان برای رشد است .

با نزدیک شدن به اهداف مورد نظر سریعا باید برای خود آینده جدید و جذاب دیگر برنامه ریزی کنیم .

در دنیا همیشه جایی برای کسانی که می خواهند وقت –انرژی- سرمایه – خلاقیت –و تعهدات خود را نثار دیگران کنند

وجود دارد .

پیدا کردن راهی برای کمک به دیگران می تواند در طول زندگی الهام بخش ما باشد .

روح انسان شکست ناپذیر است . اراده برنده شدن – اراده موفق شدن – شکل دادن به زندگی و کنترل ان تنها زمانی

قابل تحقق است که به درستی بدانیم چه می خواهیم و باور کنیم که هیچ مخالفتی – هیچ مانعی و هیچ مشکلی نمی تواند از دستیابی ما به آن جلوگیری کند .

موانع تنها به منزله عواملی هستند که اراده ما را در رسیدن به اهداف ارزشمند مان قوی تر می کنند .

رنج می تواند دوست ما باشد به شرطی که از آن به طور موثر استفاده کنیم .

لحظات بزرگ و پر اقتدار تاریخ جهان را پیروزیهایی تشکیل می دهند که به دنبال شور و اشتیاقی رخ داده اند.

یکی از معجزاتی که در باره ما انسانها وجود دارد این است که می توانیم چیزهایی را که موجب درد یا لذت ما می شوند مشخص کنیم .

موضوعی که درد و رنج را از آن استنباط می کنیم و موضوعی که لذت را از آن برداشت می کنیم همان مسائلی هستند که زندگی مارا شکل می دهند .

اکثر افراد بیشتر به جای این که ریسک لازم را برای تحقق رویاهای شان انجام می دهند سخت کار می کنند تا آنچه را که دارند از دست ندهند .

وقتی عظمت دیگران را مشاهده می کنیم فکر می کنیم آنها خوش شانس ترند و موهبتهای خاصی به انان ارزانی شده است

در صورتی که آنها عمق بیشتری از نیروهای انسانی خود را به کار گرفته اند .

اگر همیشه دو قدم به جلو و یک قدم به عقب بر می داریم به این دلیل است که از موضوعات مختلف تداعی های متفاوت داریم .

گاهی اوقات ساده ترین مسائل می توانند بزرگترین تفاوتها را ایجاد کنند.

اگر بخواهیم عادت شادی بخشی را در خود ایجاد کنیم :

روزی 5 بار هر بار یک دقیقه جلوی آینه هیچ کاری انجام ندهید غیر از خندیدن.

مسئله سن بیشتر به تمرکز و فیزیولوژی انسان بستگی دارد تا به گذ شت زمان .

بسیاری از مردم سالهای زیادی از عمرشان می گذرد ولی هنوز جست و خیزی در راه رفتن آنها به چشم می خورد و در تفکر شان انعطاف پذیرند .

در یک روز بارانی وقتی سالمندی چاله پر از آب می بیند نه تنها آن را دور می زند بلکه غر هم می زند در صورتیکه بچه ها ویا کسانیکه قلبشان جوان است درست وسط آن می پرند –می خندند آب را به اطراف می پاشند و تفریح می کنند .

از چاله های آب زندگی لذت باید برد . چون زنده هستیم و به دلیل دیگری برای شاد بودن نیاز نداریم .

تنها با هدایت تمرکز و تغییر در فیزیولوژی خود می توان دامنه احساسات را گسترش داد .

یکی از احساساتی را که دوست داریم در نظر بگیریم و هماهنگ با آن احساس حرکت کنیم . ژست بگیریم .

صحبت کنیم و از تغییر فوری که احساس می کنیم لذت ببریم .

راههای سالم برای تقویت حالات روحی روانی :

1- به همراه پخش آهنگ مورد علاقه مان بخوانیم .

2- مطالبی مطالعه کنیم که بتوانیم بلافاصله آنها را بکار گیریم .

3- به یک نمایش یا فیلم خنده دار بخندیم .

4-مدت زیادی شنا کنیم .

5- با خانواده یا دوستان غذا بخوریم .

6- برقصیم.

7- در وان آب گرم استراحت کنیم .

8- با غریبه ای طرح دوستی بریزیم .

9- برای دوستان جوک تعریف کنیم .

10- در دفتر خاطرات خود مطلب بنویسیم .

این ذهن است که بد را به خوب تبدیل می کند . مفلوک یا خوشبخت – ثروتمند یا فقیر می آفریند.

تنها امنیت واقعی در زندگی پیشرفت روزاته است .

 بهترین خدمتگزار بد ترین ارباب است .

هر تغییری می تواندموقتی باشد مگر این که ما خود را ونه هیچکس یا هیچ چیز دیگر را مسئول ایجاد آن تغییر در خود بدانیم و باید از سه باور اساسی استفاده کنیم :

1- با ید تغییر کند . اعتماد به اینکه می تواند تغییر کند کافی نیست .

2- من باید آن را تغییر دهیم . دیگران می توانند مرا راهنمایی کنند ولی من مسئول هستم .

3- من می توانم آن را تغییر دهم . وضیت موجود را خودم ایجاد کرده ام . بنا بر این خودم هم می توانم آن را تغییر دهم .

تغییر زمانی ایجاد می شود که ما احساس مرتبط با یک تجربه را در دستگاه عصبی خود عوض می کنیم .

چیزی که معمولا رفتار های ما را هدایت می کند واکنش غریزی ما ست نه تعمقی عقلانی .

روشهای شش (6) مرحله ای ساده ولی قدرتمند برای ایجاد تغییرات پایدار :

1- آنچه را کهمی خواهید آشکارا بیان کنیم . بیشتر افراد بر آنچه که نمی خواهند تمرکز می کننم .

2- اعمال فشار کنیم . تغییر را بصورت یک باید تلقی کنیم  .

3-در استفاده از الگو ی محدود کننده اختلال ایجاد کنیم . خود را از اسارت عادت رها کنیم .

4-جایگزینی جدید و اقتدار بخش ایجاد کنیم .نمی توانیم صرفا یک احساس یا یک رفتار را متوقف کنیم . باید جایگزینی برای آن پیدا کنیم .

5- آن را شرطی کنیم . تا زمانی که مبدل به یک عادت جدید شود .

6- آن را امتحان کنیم . اطمینان حاصل کنیم که موثر است .

برخی باور های شخصی و فرهنگی مانع ایجاد تغییر می شوند و ما را عقب نگه می دارند .

هر رفتاری را باتکرار کافی وشدت عاطفی لازم می توان شرطی کرد .

واژه هارشته ای را تشکیل می دهند که ما تجارب خود را به آن می آویزیم.

کلمات این نیرو را دارند که موجب ایجاد جنک یا باعث ایجاد صلح شوند.


 

اگر تصور کنیم که مردان اهل سیاره مریخ و زنان اهل سیاره ونوس باشند , سالها پیش یک روز اهالی مریخ پشت تلسکوپ

نشستند و به تماشای بقیه سیارات پرداختند واهالی ونوس را کشف کردند .

چشم مریخی ها که به ونوسی ها افتاد , حالی شدند که قبلا نشده بودند .آنها عاشق ونوسیها شدند و بعد هم سفینه هایی درست کردند و با ان ها به طرف سیاره ونوس سفر کردند .ونوسیها کهاز روی غریزه دانستند بالاخره چنین روزی فرا می رسد ,

با اغوش باز از مریخی ها استقبال کردند . عشق ونوسی ها و مریخی ها چیزی شبیه به معجزه بود .

آنان از اینکه می توانستند در کنار هم زندگی و کار کنند , قند وی دلشان آب می شد . آنها با این که از دو سیاره مختلف امده بودند , از تفاوت های هم لذت می بردند . انها مدتها تلاش کردند تا همدیگر را بشنا سند ونیازهای هم را بفهمند و سالهای سال

با عشق و در صلح و صفا با هم زندگی کردند .

سپس آنها تصمیم گرفتند به زمین بیایند . اوایل اوضاع رو به راه بود . اما انها کم کم تحت تاثیر محیط زمین قرار گرفتند و یک روز صبح وقتی از خواب بیدار شدند دیدند که مبتلا به نوعی فراموشی شده اند که خودشان انتخاب کرده بودند .آنها پاک یادشان رفت که از دو سیاره متفاوت آمده اند و طبیعی است که با هم فرق داشته باشند ار آن موقع تا به حال زن ها و مردها ادشان رفته که باهم فرق دارند و مدام با هم دعوا می کنند .

مردها و زن ها که یادشان رفته طبیعی است با هم تفاوت داشته باشند , دائما با هم تفاوت مشکل دارند .

همه ما وقتی از شریک زندگیمان دلخور می شویم که این واقعیت را فراموش می کنیم .

ما دلمان می خواهد همسرمان حسی را داشته باشد که ما داریم و همان چیزی را بخواهد که ما می خواهیم .

اشتباه ما این است که گمان می کنیم اگر همسرمان ما را دوست دارد , با ید با ما طوری رفتار کند که ما با کسی که دوستش داریم رفتار می کنیم .

همین تفکرات اشتباه باعث می شود که از دست هم دلخور شویم و نتوانیم در باره تفاوتهایمان گفتگوی محبت آمیزی داشته باشیم اشتباه ما این است که گمان می کنیم اگر همسرمان ما را دوست دارد باید با ما طوری رفتار کند که با کسی که دوستش داریم رفتار می کنیم .

مردها اشتباه می کنند که دلشان می خواهد زن ها مثل آنها فکر کنند و عکس العمل  نشان دهند .

زن ها هم همینطور انگار یادمان رفته که دائما باهم اختلاف داریم . در صورت تشخیص این تفاوت ها و احترام گذاشتن

به آنها , اختلافات زنا شویی کاهش پیدا پیدا می کنند . اگر یادمان بماند گه مردها اهل مریخ و زنها اهل ونوس هستند همه سوء

تفاهمها از بین می روند

مریخی ها در مواردی که اوضاع پس است , دوست دارند ساکت بمانند  و به موضع ازاردهنده فکر کنند

ونوسی ها دلشان می خواهد در باره نکته ای که آزارشان می دهد حرف بزنند .

مریخی ها زمانی انگیزه پیدا می کنند که دیگران به آنها نیاز دارند .

ونوسی ها زمانی انگیزه پیدا می کنند که بدانند مورد احترام و علاقه دیگران هستند .

مریخی ها نبا ید از عشق ورزیدن امتناء کنند و ونوسی ها نباید از قبول عشق بپرهیزند .

شیوه حرف زدن مریخی ها با ونوسی ها فرق دارد و آنها منظور هم یکدیگر را درست نمی فهمند .

برای رفع این مشکل باید از واژه ناوه مریخی –  ونوسی استفاده کنند تا حرفهای هم را بتوانند برای یکدیگر ترجمه کنند .

ونوسی ها باید یاد بگیرند که وقتی مریخی ها سکوت می کنند چکار کنند

مریخی ها باید یاد بگیرند که خوب گوش کنند .

نیاز های مریخی ها با ونوسی ها  برای ایجاد ارتباط صمیمانه با هم فرق دارند .

مریخی ها به ونوسی ها نزدیک و بعد بی آنکه دلشان بخواهد از آنها دور می شوند .

ونوسی ها هم یاد می گیرند که با استفاده از این شیوه مریخی ها آنها را به طرف خود جلب کنند .

عواطف عاشقانه فراز و فرود و کاهش و افزایش دارند .

مریخی ها یاد می گیرند معنی این نوسانات عاطفی  ناگهانی را بفهمند و بدانند که ونوسی ها چه موقع به آن نیاز دارند

تا بدون از خود گذشتگی نابجا بتواننداز آنها حمایت کنند.

در این مورد که مریخی و ونوسی نه بر اساس نیاز طرف مقابل بلکه بر اساس نیاز های خود به دیگران عشق می ورزند .

مریخی ها در پی عشق قابل اعتماد و ارزشمند هستند و ونوسی ها دلشان می خواهد طرف مقابل حرفشان را بفهمد و به آن احترام بگذارد .

مریخی ها یاد می گیرند که اگر همیشه حق را به خود شان بدهند , ونوسی ها آزرده می شوند .

ونوسی ها هم یاد می گیرند که اگر مریخی ها را تائید نکنند , آنها بلا فاصله جبهه می گیرند .

مریخی ها یاد می گیرند که بزرگی و کوچکی هدیه برای ونوسی ها مهم نیست و.

ون.سی ها یاد می گیرند که مریخی ها بدون توجه به این مسئله از گرفتن هدیه خوشحال می شوند .

عشق حیرت آور و سحر آمیز است و انسان خیال می کند که برای همیشه زنده خواهد ماند .

ما تصور می کنیم که دچار مسکلات زناشویی  پدر ها و مادر هایمان  نخواهیم شد و عشقمان هیچ وقت از بین نمی رود و تا

ابد سعادتمند باقی می مانیم .

اما دوره اولیه شور هیجان تمام , و زندگی روزمره شروع می شود . انوقت است که مردها از زنها انتظلر دارند  مثل آنها فکر کنند و زنها هم همین اشتباه را می کنند .

در چنین شرایطی تفاوتها را در نظر نمی گیریم . سعی نمی کنیم حرف یکدیگر را بفهمیم و به هم احترام بگذاریم , از رست هم دلخور می شویم ع درباره هم قضاوت می کنیم و ابدا  صبر و حوصله نداریم .

عشق از بین می رود و سختی ها جای آن را می گیرد .حالا دلخوریها جمع می شوند , رابطه ها از بین می رود ,سوء ظن

زیاد می شود و بی اعتنایی کاری می کند که عشق بکلی از بین می رود , از خود می پرسیم :

این اتفاق چطور پیش امده ؟    چرا پیش امده ؟     چرا برای من پیش امده ؟

ذهن ما برای اینکه به این سوالات جواب بدهد , طرح پیچیده ای دارد ,ولی باز هم دست از افکار قدیمی خود بر نمی دارد و این کاری است که تقریبا همه آنها انجام می دهند .

هر روز هزاران هزار انسان دنبال شریک زندگی می گردند تا از عشق بهره مند شوند . آنها با عشق با یکدیگر پیمان می بندند ,

اما بعد به شکل دردناکی از هم جدا می شوند .

از میان کسانی که رابطه شان را باهم حفظ می کنند ,فقط پنجاه درصد شان با هم ازدواج می کنند و از میان آنها تقریبا پنجاه درصد شان به خاطر حفظ آداب و رسم ویا ترس از شروع زندگی جدید به زندگی ادامه می دهند .

واقعیت این است که عده کمی می توانند به زندگی عاشقانه ادامه بدهند .

فقط موقعی که زن و مرد تفاوتهای یکدیگر را می شناسند و به آنها احترام می گذارند , عشق می تواند رشد کند .

اگر تفاوتهایی را که با جنس مخالف داریم بفهمیم می توانیم به شکل صحیحی به یکدیگر مهر بورزیم .

انسان فقط با شناخت و پذیرش خود به خلاقیت می رسد و یاد می گیرد با کسانی که دوستشان دارد عدرسترفتار کند .

عشق حیرت آور است و می تواند دوام بیاورد به شرط آنکه تفاوتها ی خود را با جنس مخالف بشناسیم .

یکی از شایع ترین شکایتهای زنها از مردها این است که : مردها گوش به حرفشان نمی دهند .

آنها یا اصلا گوش نمی دهند یا بعد از چند لحظه مثل یک کارشناس با تجربه دنبال پیدا کردن علت می گردند و با نهایت تکبر ادای آدمهای همه چیز دان را در می آورند و جالب این است که اگر زن از این رفتار مرد دلخور شود حیرت می کنند .

زن چندین بار تذکر می دهد , ولی شوهر همچنان به جای همدلی با او راه حل نشانش می دهد .

مردها از این موضوع شکایت دارند که زنها دلشان می خواهد آنها را درست کنند .

زنی مردی را دوست دارد و دلش می خواهد به او کمک کند و در نتیجه کمیته اصلاح درست می کند و شوهرش را در مرکز ان قرار می دهد .

زن ابدا متوجه نیست که مرد چنین چیزی را نمی خواهد و دائما دنبال فرصتی می گردد که به مرد بگوید چه کار بکند و چه کار نکند .

زن خیال می کند به مرد کمک می کند و مرد تصور می کند که زنش خیال دارد او را کنترل کند .

به جای همه این کارها هتر است که زن شوهرش را بپذیرد .

اگر بدانیم که چرا مردها دلشان می خواهد راه حل پیشنهاد کنند و چرا زنها دلشان می خواهد که آنها را تغییر دهن , جواب

مسئله را پیدا کرده ایم .

برای فهمیدن این موضوع باید به گذشته یعنی زمانی که زن و مرد در مریخ و ونوس زندگی می کردند و بعد هم در باره زمانی که مریخی ها و ونوسی ها یکدیگر را پیدا کردند و تصمیم گرفتند به زمین بیایند ,برمی گردیم .

زندگی در مریخ :

مرخی ها از موفقیت , کار آمد بودن و قدرت داشتن خوششان می آید .

مریخی ها همیشه سعی می کنند حرف خود را به کرسی بنشانند و مهارتهای بیشتری پیدا کنند .

تصور آنها از خودشان ارتباط مستقیم با توانایی آنها برای رسیدن به اهدافشان دارد .

آنها اگر به هدف برسند و موفق بشوند احساس شایستگی می کنند .

مردها وقتی رضایت خاطر پیدا می کنند که بتوانند به اهداف خود برسند .

مریخی ها زندگیشان وقتی معنی پیدا می کند که به این ارزشها دست پیدا کنند .

آنها طوری لباس می پوشند که شایسته و ماهر به نظر برسند .

پلیسها,سربازها,رانندگان تاکسی, دانشمندان , تکنسینها و سر آشپزها به دلیل این که می خواهند کار آمدو موفق به نظر برسند , لباسهای یک شکل می پوشند و یا با توجه به کارشان کلاه بر سر می گذارند .

مریخی ها علاقه ای به خواندن مطالبی در باره رون شناسی و دنیای درونی افراد ندارند , بلکه دلشان می خواهد به فعالیتهای بیرون از خانه , از جمله شکار , ماهیگیری ,و مسابقات اتومبیل رانی بپردازند و به اخبار , وضع آب و هوا و ورزش بیشتر از کتابهای خود آموز علاقه دارند .

یک مریخی از هیچ چیز به اندازه رسیدن به هدف لذت نمی برد:

زیرا به این ترتیب ثابت می گند که انسان شایسته ای است و رضایت خاطر پیدا می کند که بدون کمک دیگران به هدف برسد .

مریخی ها دلشان می خواهد کارهایشان را تنها انجام دهند و از این بابت احساس سرافرازی می کنند .

خود مختاری از نظر مریخی ها نشانه قدرت و شایستگی ست .

درک این ویزگی به ونوسی ها می فهماند که مریخی ها چرا از این که کسی آنها را راهنمایی کند , تا اینن حد بیزارند

وقتی که مردی را راهنمایی می کنیم این تفکر در ذهن او ایجاد می شود که قدرت و شایستگی ندارد و نمی تواند تنها و بدون کمک بقیه کاری را انجام دهد .

مردها به این موضوع حساسیت دارند ع چون قدرت و شایستگی از نظر آنها بسیار مهم است .

از آنجا که یک مریخی ترجیح می دهد مسائل خود را خودش به تنهایی حل کند , کم پیش می آید که در باره مشکلاتش

با کسی حرف بزند , مگر این که به راهنمایی ویژه ای نیاز پیدا کند .

او برای این کارش تفسیر جالبی دارد و می گوید :

وقتی خودم می تونم یه کاری رو انحام بدم , واسه چی باید از بقیه کمک بگیرم ؟

به این ترتیب کمک خواستن از دیگران از نظر مریخی ع نشانه ضعف اوست .

اگر مردی واقعا به کمک احتیاج داشته باشد و از دیگران کمک و راهنمایی بخواهد , شعور و فهم خود را نشان داده است .

در این گونه موارد مردان دنبال کسانی می روند که محترم هستند و مشکل خود را با انها در میان می گذارند .

مریخی ها صحبت کردن با ذیگران در مورد یک مسئله را راهنمایی حساب می کنند .

مریخی دیگری که از او درخواست راهنمایی کرده اند در این گونه موارد بسیار  احساس افتخار می کنند , چون به این نتیجه می رسد که خیلی می داند ع کسی گوش می دهد و بعدراه حلهای درخشان خود را ارائه می دهد .

همین شیوه رایج در میان مریخی ها نشان می دهد که چرا موقعی که ونوسی ها در باره مشکلاتشان با آنها حرف

می زنند ,مریخی ها نا خودآگاه به آنها راه حل ارائه می دهند . هنگامی که ونوسی ها از احساسات نا خوشا یند خود

حرف می زند ویا از مشکلا ت روز مره اش گلایه می کند , مریخی تصور می کند که او احتیاج به راهنمایی دارد و شروع به دادن راه حل می کند و گمان می کند با این روش دارد عشق و علاقه خود را نشان می دهد .

مریخی دلش می خواهد مسئله ونوسی را حل کند تا حال او بهتر شود و به این ترتیب به شریک زندگی اش کمک

کند و با ارائه راهنماییها و نشان دادن توانایی خود برای حل مسئله ونوسی حس می کند انسان شایسته ای ست و

ونوسی بایداو را دوست داشته باشد , اما در کمال حیرت که پس از ارائه راه حل ونوسی همچنان ناراحت است .

او دیگر نمی تواند به حرفهای ونوسی گوش دهد چون حس می کند که ونوسی راه حل او را قبول ندارد و در نتیجه

احساس بی کفایتی می کند .

مریخی تصورش را هم نمی کند که اگر به حرفهای ونوسی گوش بدهد و با او همدلی کند ,رضایت خاطر او را

فراهم کرده و احساس امنیت و حمایت شدن را دراو به وجود آورده است . او خبر ندارد که ونوسی ها موقعی که

در باره مشکلاتشان حرف می زنند , تصور شان این نیست که راهنماییشان کند .

زندگی در ونوس

ونوسی ها برای چیزهای دیگری چون عشق ,زیبایی و رابطه عاشقانه ارزش قائل هستند و خیلی دلشان می خواهد از دیگران نگهداری و به رشد آنها کمک کنند . از نظر آنها موفقیت یعنی مشارکت و ارتباط با دیگران .

تصور یک ونوسی از خود به احساسات و کیفیت ارتباط او با دیگران بستگی دارد

برای ونوسی ها رابطه مهم تر از کار است و دنیای آنها با دنیای مریخی ها فرق دارد .

ونوسی ها بر خلاف مریخی ها از پوشیدن لباسهای همشکل اجتناب می کنند و دلشان نمی خواهد با

این کار , شایستگی های خودشان را نشان بدهند .

ونوسی ها دوست دارند احساسات خود را ابراز کنند و از این که خود نمایی می کنند لذت می برند

به همین دلیل ممکن است در طی روز چندین بار تغییر لباس بدهند .برای ونوسی ها ارتباط مسئله بسیار مهم است . آنها پیش از آنجه که بخواهند به هدف برسند , دوست دارند از احساسات خود با دیگران صحبت کنند . درد دل کردن بیش از هر چیزی به ونوسی ها رضایت خاطر می دهد .

ونوسی ها به جای این که دنبال هدف باشند دنبال رابطه هستند و دلشان می خواهد علاقه خود را ابراز کنند .

مریخی ها اگر باهم نهاری می خورند به خاطر آن است که در باره یک پروژه یا معامله صحبت و مسئله ای را حل کنند .

از این گذشته , مریخی ها فکر می کنند که اگر برای غذا خوردن به رستوران بروند , دیگر نیازی به خرید , آشپزی و ظرف شستن نیست .

اما ونوسی ها اگر به رستوران می روند به خاطر ایجاد و تقویت رابطه هاست .

آنها با این کارشان در عین حال که از کسی حمایت می کنند , دلشان می خواهد که او از آنها حمایت کند .

ونوسی ها در رستوران خیلی صمیمی و بی پرده با هم حرف می زنند , انگار که درمانگر و بیمار دارند با هم صحبت می کنند .

ونوسی ها همه روان شناسی می خوانند و کارشناسی ارشد مشاوره دارند .

آنها به مسائل معنوی و به موضوعاتی که می تواند زندگی را شیرین کند , علاقه دارند .

سیاره ونوس پر از باغ و پارک و رستوران و مراکز خرید است .

ونوسی ها آدمهای حساس هستند و برای به دست آوردن این توانایی قرنها ی زیادی تمرین کرده اند

آنها دوست دارند که نیاز های دیگران را برآورده سازند و به احساسات آنها بها دهند .

ونوسی ها بدون اینکه کسی از آنها درخواست کند به سراغ افرادی می روند و به آنها یاری می رسانند و این کار را با عشق و علاقه انجام می دهند .

ونوسی ها هیچ علاقه ای به اثباط لیاقت خود ندارند , به همین دلیل اگر کسی به آنها کمک کند ناراحت نمی شوند در حالی که مریخی ها در مقابل پیشنهاد کمک جبهه گیری می کنند , چون

کمان می کنند در نظر ونوسی ها این طور جلوه کرده اند که نمی توانند کاری را به تنهایی انجام بدهند .

ونوسی ها این حساسیت مریخی ها را نمی فهمند چون از نظر آنها کمک کردن کار دلپذیری است

هنگامی که کسی به ونوسی کمک می کند او احساس می کند که دوست داشتنی است , اما مریخی  در مقابل پیشنهاد کمک احساس بی لیاقتی و ضعف می کند .

ونوسی ها عادت دارند توصیه کنند و پیشنهاد بدهند .آنها فکر می کنند هر کاری را می شود بهتر انجام داد و طبیعتا می خواهد شرایط را بهتر کنند .موقعی که یک ونوسی به کسی علاقه پیدا می کند , از بهتر کردن کارها حرف می زند و دائما پیشنهاد می دهد .

توصیه,پیشنهاد,و انتقاد سازنده , در نظر ونوسی ها نشانه عشق و محبت است .

اما وضع مریخی ها فرق می کند .آنها بیشتر دنبال راه حل هستند .

اگر کاری جریان داشته باشد پیشنهاد می کنند که در آن تغییریداده نشود و مطمئن هستند که تا چیزی کار می کند نباید دخالت کرد .

هنگامی که ونوسی می خواهد موجبات رشد مریخی را فراهم کند , مریخی این کار او را به حساب دخالت می گذارد و تصور می کند که ونوسی می خواهد او را تغییر دهد .

این کار ونوسی در مریخی احساس بی لیاقتی را به وجود می آورد .

ونوسی نمی داند که دلسوزی و علاقه او به مریخی ممکن است نتیجه عکس دهد و گمان می کند که دارد به مریخی کمک می کند

ونوسی ها اگر این ویژگی مریخی ها را نشناسند , احتمال دارد بی آنکه واقعا منظوری داشته باشند به او توهین کنند .

ونوسی که که منتظر نمی ماند تا مریخی از او کمک بخواهد و خودش بی مقدمه به مریخی کمک می کند , نمی داند با این کارش چه تاثیری روی مریخی می گذارد .پهر چند نیت ونوسی خیر است , مریخی این کار اورا توهین تلقی می کند و دلخور می شود در این گونه موارد ممکن است مریخی واکنش بدی نشان دهد , بخصوص اگر فکر کند که دیگران او را بچه کم سن و سال فرض کرده اند .

ونوسی وقتی که بدون درخواست مریخی به او کمک می کند , متوجه نیست که رفتارش چه تاثیر بدی روی مریخی می گذارد.

برای مریخی ها خیلی مهم است که به هدف برسند ,حتی اگر این هدف رسیدن به مهمانی یا رستوران باشد .

از قضا مریخی ها در مورد امور جزیی حساسیت بیشتری به خرج می دهند و با خود می گویند

اگر ونوسی در مورد مسئله به این کوچکی نتونه به من اعتماد کنه , چطوری قراره در مورد کارهای بزرگ به من اطمینان کنه ؟

مریخی ها مثل نیاکان مریخی خود در همه کارها مخصوصا مکانیکی , پیدا کردن آدرس و یا پیدا کردن راه حل مسائل , خودشان را متخصص می دانند , تنها توقعی که مریخی از ونوسی دارد این است که ساکت بنشیند و به جای انتقاد کردن و راهنمایی , شاهد تلاشهای مریخی باشد .

اگر مریخی نداند که فرقش با ونوسی چیست ؟ موقعی که می خواهد به او کمک کند , شرایط را دشوار تر می کند .مریخی ها باید به یاد داشته باشند که ونوسی ها در هنگام طرح کردن مشکلاتشان

دنبال راه حل نمی گردند , بلکه می خواهند به آنها نزدیک شوند .

چه بسا ونوسی می خواهد برای مریخی تعریف کند که چه روزی را از سر گذرانده و مریخی برای کمک به او حرفش را قطع می کند و راه حل ارائه می دهد و وقتی ونوسی ناراحت می شود

حیرت می کند .

ونوسی ها عادت ندارند , وقتی کسی برایشان حرف می زند به او راه حل ارائه کنند .

بهترین شیوه برای احترام گذاشتن به یک ونوسی این است که با حوصله تمام حرفهایش را بشنویم و با او همدلی و احساساتش را درک کنیم .

دو اشتباه بزرگ و مهم ونوسی ها و مریخی ها :

1-    موقعی که مریخی وانمود می کند که همه چیز را می داند و می خواهد راه حل ارائه دهد و نظر ونوسی را تغییر دهد.

2-    موقعی که ونوسی به قصد اصلاح مریخی از او انتقادمی کند و تصمیم می گیرد مریخی را تغییر بدهد.

                                                          

این دو شیوه در ونوسی ها و مریخی ها ویژگیهای بسیار مثبتی هستند ,تنها اشکال این است که زمان و مکان را درست تشخیص ندهیم .ونوسی زمانی از توصیه های ونوسی استقبال می کند که عصبانی و ناراحت نباشد . زیرا این نیاز طبیعی ونوسی هاست .

اگر مریخی در این گونه موارد به این شکل رفتار کند , کم کم حالش بهتر می شود و دیگر نیازی به

راهنمایی ندارد .

از سوی دیگر مریخی هم از توصیه های ونوسی لذت می برد و استقبال  می کند , به شرط آنکه خودش این را خواسته باشد .

ونوسی ها باید متوجه باشند که توصیه کردن به مریخی ها آنها را دچار این احساس می کند که

ونوسی ها آنها را دوست ندارند و مهمتر از آن اینکه دارد اورا کنترل می کند .

اگر قرار است مریخی اشتباهاتش را اصلاح کند , ونوسی باید او را قبول داشته باشد .

اگر مریخی احساس کند که ونوسی نمی خواهر رفتار او را تغییر بدهد , خودش از او راهنمایی خواهد خواست .

موقعی که مریخی ها حرفهای ونوسی هار گوش نمی دهند احتمالا به خاطر آن است که زمان درستی را انتخاب نکرده و شیوه ونوسی شیوه درستی نبوده است .

ونوسی ها توجه کنند که از مریخی ها انتقاد نکنند و تا خودشان نخواستند به کمک آنها نروند .

مطمئن باشید به این ترتیب مریخی از همراهی ونوسی خشنود می شود و اورا حمایت می کند .

مریخی ها توجه گنند که به حرفهای ونوسی ها گوش کنند و ببینند چه اتفاقی افتاده .باید توجه کنند

وقتی دلشان می خواهد راه حل نشان دهند جلوی خود را بگیرند .

به این ترتیب مطمئن باشید که در کنار ونوسی اوقات خوشی خواهید داشت .

یکی از اختلافات ونوسی ها و مریخی ها برخورد با اضطراب است .

مریخی ها در مواقعی که مضطرب می شوند , در خود فرو می روند .

ونوسی ها در این مواقع گرفتار احساسات آزار دهنده می شوند .

مریخی ها اگر بتوانند مشکلاتشان را حل کنند حالشان خوب می شود

ونوسی ها اگر بتوانند در باره مشکلشان حرف بزنند وضعیت روحی بهتری پیدا می کنند .

اگر متوجه این تفاوتها نباشند روابط آنها دچار اختلال و اختلاف می شود .


فرق کنار امدن با استرس و فشار روحی در مریخ و ونوس :

مریخی وقتی نگران می شود درباره موضوع نگران کننده حرف نمی زند و با یک مریخی دیگر درد دل نمی کند , مگر این که بداند طرف مقابل می تواند در حل مسئله به او کمک کند .

او سکوت می کند و به غار تنهایی خود پناه می برد و آن قدر فکر می کند تا بلاخره راه حلی

پیدا کند .

در این موقع است که حال او بهتر می شود و از غار خود بیرون می آید .

و اگر برای مشکلش را حلی پیدا نکند دنبال راهی می گردد که آن را فراموش کند , مثلا روزنامه

می خواند و ورزش می کند , او هنگامی که می تواند ذهن خود را از مسائل روزمره رها سازد , آرام می شود .

اگر اضطراب او شدید باشد , در مسابقه رانندگی یا یک ورزش شرکت می کند یا به کوه می رود .

مریخی ها برای این که حالشان بهتر شود به غار تنهایی خود پناه می برند تا در آنجا به تنهایی مسائل خود را حل کنند .

ونوسی  موقعی که مضطرب می شود یا کارهای روزمره براو فشار می آورد , برای این که حالش بهتر شود دنبال آدم قابل اعتمادی می گردد تا درباره وضعیتش با او حرف بزند .

ونوسی وقتی مشکلات خود را با دیگران مطرح کند , حال بهتری پیدا می کند . ونوسی به این شکل با اضطراب خود کنار می آید .

ونوسی ها برای این که حالشان بهتر شود دور هم جمع می شوند و درباره مشکلاتشان با هم حرف می زنند .

در سیاره ونوس صحبت کردن با دیگران و طرح مسائل با آنها نشانه صمیمیت و عشق و اطمینان

است . ونوسیها   از اینکه مشگل داشته باشند ناراحت نمی شوند ولی اگر نتوانند در باره مشگلشان حرف بزنند می رنجند .

آنها کمتر از آنچه که به اثباط لیاقت فکر کنند به داشتن رابطه عاشقانه می اندیشند 

تاریخ ارسال: شنبه 19 دی‌ماه سال 1388 ساعت 09:40 ق.ظ | نویسنده: دکتر | چاپ مطلب 2 نظر